زانو
licenseمعنی کلمه زانو
معنی واژه زانو
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: zānūk]
مختصات:
(اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
zAnu
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
64
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
knee | elbow , bend , gooseneck , the knee
ترکی
diz
فرانسوی
le genou
آلمانی
das knie
اسپانیایی
la rodilla
ایتالیایی
il ginocchio
عربی
ركبة | صربة بالركبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "زانو" در زبان فارسی به معنای مفصل بین پا و ران است. در اینجا به بررسی چند جنبه نگارشی و قواعدی مرتبط با این کلمه میپردازیم:
-
نوشتار صحیح: کلمه "زانو" باید به همین شکل و با املای صحیح نوشته شود.
-
جنس و عدد:
- "زانو" اسم مذکر است و به صورت مفرد به کار میرود.
- جمع آن "زانوها" است.
-
تعریف و استفاده:
- "زانو" به عنوان اسم فاعل، میتواند در جملات استفاده شود: "زانوهای او درد میکند."
- این کلمه میتواند در ترکیبهای مختلف نیز استفاده شود، مانند "زانو درد" یا "زانو زدن".
-
قواعد دستوری:
- اگر بخواهید صفتی را به آن اضافه کنید، این ترکیب باید به درستی صورت گیرد: "زانو بزرگ"، "زانو قوی".
- برای اشاره به زانوها به روش جمع، از "زانوها" استفاده کنید: "زانوها در ورزشکاران بسیار مهم هستند."
-
نکات نگارشی:
- کلمه "زانو" باید با حروف جدا از کلمات دیگر نوشته شود و هیچ گونه تغییری در املای آن ایجاد نشود، مگر در قالبهای جمع یا ترکیب.
- استفاده در ادبیات:
- "زانو" میتواند در اشعار و نثرهای ادبی نیز به کار رود. مثلاً میتوان در تعبیراتی چون "زانو به زمین زدن" به معنای تواضع یا دعا اشاره کرد.
با رعایت این نکات، میتوان به درستی از کلمه "زانو" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "زانو" در جمله آوردهام:
- پس از دو ساعت نشستن، زانوهایش به شدت درد کرد.
- او به زانوهایش نگاه کرد و تصمیم گرفت که از این به بعد بیشتر ورزش کند.
- مربی از بازیکنان خواست که بر روی زانوهایشان تمرین کنند تا قدرت آنها افزایش یابد.
- وقتی بچهها بازی میکنند، گاهی اوقات زانوهایشان زخمی میشود.
- او برای احترامی که به بزرگترها میگذارد، همیشه هنگام صحبت بر روی زانوهایش مینشیند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
