زمودن
licenseمعنی کلمه زمودن
معنی واژه زمودن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
107
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to hide
ترکی
saklamak
فرانسوی
cacher
آلمانی
verstecken
اسپانیایی
esconder
ایتالیایی
nascondere
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "زمودن" یکی از واژههای فارسی است و به معنای "زمین (و نگهداشتن) چیزی" یا "زمینگیر کردن" به کار میرود. در زمینه قواعد فارسی و نگارشی، این واژه به شکل زیر بررسی میشود:
-
نحو: "زمودن" به عنوان یک فعل در جملات مورد استفاده قرار میگیرد. باید به زمان، شخص و ویژگیهای دیگر فعل توجه داشت.
- مثال: "او توانست سنگ را زمود."
-
صرف و نحو: این فعل میتواند در زمانهای مختلف صرف شود:
- زمان حال: "میزمود"
- زمان گذشته: "زمود"
- مصدر: "زمودن"
-
نگارش: در نگارش متون فارسی باید توجه شود که واژهها به درستی و با توجه به قواعد املایی نوشته شوند. "زمودن" به شکل صحیح نوشته شده است.
-
تطابق با فاعل: فعلها باید با فاعل خود از نظر زمان و تعداد مطابقت داشته باشند.
- همنشینی واژهها: این واژه معمولاً در جملاتی به کار میرود که به فعلهای حرکتی یا وابسته به زمین یا خاک مربوط میشوند.
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از واژه "زمودن" در جملات فارسی استفاده کنید. اگر سؤال خاصی درباره این کلمه دارید یا میخواهید بیشتر بدانید، لطفاً بفرمایید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او همیشه در فصل سرما به یاد زمودن خاطرات شیرین تابستان میافتاد.
- وقتی برفها شروع به ذوب شدن کردند، بچهها به یاد زمودن زمین و بازیهای زمستانی افتادند.
- زمودن در کنار خانواده و دوستان، بهترین لحظهها را برای او رقم میزد.
