فروتن
licenseمعنی کلمه فروتن
معنی واژه فروتن
forutan
humble
|
فروتن
مترادف:
افتاده، خاشع، خاضع، خاكسار، شكسته نفس، متواضع، محجوب
متضاد:
خودخواه، خويشتن بين، متكبر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(فُ تَ) (ص مر.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
forutan
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
736
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
humble | meek , modest , blushing , submissive , bashful , simple , coy , demure , discreet , unpretentious , artless , homely , low , prostrate
ترکی
mütevazı
فرانسوی
humble
آلمانی
bescheiden
اسپانیایی
humilde
ایتالیایی
umile
عربی
متواضع | ذليل , وضيع , وديع , ذل , هزم على نحو حاسم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فروتن" در زبان فارسی به معنی فردی است که متواضع و کمادعا باشد. برای استفاده درست از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
ساختار کلمه: "فروتن" یک واژهی صفت است که از ترکیب "فرو" (به معنای پایین) و "تن" (به معنای شخص) ساخته شده است. این ترکیب معنای تواضع و خضوع را به دنبال دارد.
-
نحوهی استفاده در جملات:
- "او فردی فروتن است."
- "سخنان او نشان از فروتنیاش داشت."
-
مفرد و جمع:
- مفرد: فروتن
- جمع: فروتنها
-
همخانوادهها:
- از جمله همخانوادههای این کلمه میتوان به "فروتنی" (به معنای تواضع) و "فروتنانه" (به معنای به شکلی تواضعآمیز) اشاره کرد.
- نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی، باید به نقطهگذاری و رعایت علائم نگارشی دقت کرد. مثلاً جملهها باید به درستی با نقطه یا ویرگول پایان یابند.
- از بکار بردن کلمات اضافی و تکراری در جملات پرهیز کنید. مثلاً جملهی "او انسان فروتن و تواضع دارد" میتواند به سادگی به "او انسان فروتن است" تغییر یابد.
با رعایت این قواعد، میتوان به شکل مؤثری از کلمه "فروتن" در نوشتار فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با وجود موفقیتهایش همیشه فردی فروتن و مودبی بود.
- رفتار فروتنانهاش باعث شد تا همه او را دوست داشته باشند.
- در دنیای امروز، افراد فروتن معمولاً بیشتر مورد احترام قرار میگیرند.
