گزمه
licenseمعنی کلمه گزمه
معنی واژه گزمه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [ترکی] [منسوخ]
مختصات:
(گَ مِ) [ تر. ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
gazme
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
72
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
gezmeh
ترکی
gezmeh
فرانسوی
gezmeh
آلمانی
gezmeh
اسپانیایی
gezmeh
ایتالیایی
gezmeh
عربی
gezmeh
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "گزمه" در زبان فارسی به معنای نگهبانی یا مراقبت به کار میرود و عموماً در زمینههای نظامی یا تأمینی مورد استفاده قرار میگیرد. در ادامه به قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
جنس کلمه: "گزمه" یک اسم مؤنث است و باید در جملات بهگونهای استفاده شود که با دیگر کلمات همخوانی داشته باشد.
-
نحوهی صرف: در جملات فارسی، میتوان از این کلمه در اشکال مختلف صرفی استفاده کرد؛ مثلاً "گزمهای"، "گزمهها" و ...
-
موقعیت در جمله: "گزمه" میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا حذف شده در جمله قرار گیرد:
- به عنوان فاعل: "گزمه فعال بود."
- به عنوان مفعول: "او گزمه را دید."
-
استفاده از صفات: میتوان صفتهایی را برای توصیف کلمه "گزمه" به کار برد:
- مثال: "گزمههای جوان"، "گزمههای با تجربه"
- توجه به همنشینیها: هنگام نوشتن، توجه داشته باشید که همنشینیهای مناسب برای کلمه "گزمه" را انتخاب کنید تا جملات طبیعیتر و زیباتر به نظر برسند.
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه "گزمه" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در شبهای تاریک، گزمههای امنیتی خیابانها را زیر نظر دارند تا از وقوع حوادث ناگوار جلوگیری کنند.
- گزمهی محله، با دقت به رفتارهای مشکوک افراد توجه میکند و به ساکنان احساس امنیت میدهد.
- هنگامی که از کنار گزمه عبور کردم، لبخند زد و از من خواست تا به قوانین و دستورالعملهای امنیتی توجه کنم.
