مسموم
licenseمعنی کلمه مسموم
معنی واژه مسموم
masmum
toxicant
|
مسموم
مترادف:
1- زهرآلود، زهردار، زهرآگين، زهري، سم آلود، سمي
2- زهرخورده، سم خورده
3- چيزخور
4- مشوب
5- زيان بار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
masmum
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
186
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
toxicant | poisoned
ترکی
zehirlenmiş
فرانسوی
empoisonné
آلمانی
vergiftet
اسپانیایی
envenenado
ایتالیایی
avvelenato
عربی
سامة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مسموم" که یک صفت و گاهی اسم است، دارای نکات قاعدهای و نگارشی خاص خود است. به برخی از این موارد اشاره میکنم:
-
تعریف و کاربرد:
- "مسموم" به معنای کسی یا چیزی است که به خاطر وجود ماده سمی دچار آسیب شده یا خاصیت سمی دارد.
- میتواند به عنوان صفت (برای توصیف چیزی که مسموم است) یا به عنوان اسم (برای اشاره به فرد یا موجودی که مسموم شده) به کار رود.
-
نحو و جملات:
- در جملات توصیفی: "این گیاه مسموم است."
- در جملات اسمی: "او مسموم شده است."
-
نوشتار:
- در نوشتار صحیح است که از فاصلهها و علائم نگارشی به درستی استفاده شود. به عنوان مثال، اگر بخواهید جملهای بسازید، میتوانید بنویسید: "پس از خوردن خوراکی مسموم، به بیمارستان منتقل شد."
-
تبدیل به اسم:
- میتوان با افزودن واژههای دیگری به کلمه "مسموم"، اصطلاحات جدیدی ایجاد کرد، مانند "مسمومیت" (به معنای حالت یا فرایند مسموم شدن).
- نگارش درست:
- توجه به املای صحیح کلمه ضروری است، بهویژه در متون رسمی و علمی. ذکر این نکته ضروری است که "مسموم" به صورت "مسوم" اشتباه است.
با توجه به این نکات، برای نوشتن و بیان کلمه "مسموم" باید به معنا، کاربرد، و نحوه نگارش آن توجه ویژهای داشت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بعد از خوردن غذایی که از رستوران تهیه کرده بودیم، متوجه شدیم که ممکن است مسموم شده باشیم.
- وضعیت او به قدری وخیم بود که پزشکان suspect کردند که به علت استفاده از مواد شیمیایی، مسموم شده است.
- بچهها به دلیل نادرستی مصرف داروهای خانگی، دچار حالت مسمومیت شدند و باید به بیمارستان منتقل میشدند.
