بستردن
licenseمعنی کلمه بستردن
معنی واژه بستردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
716
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
put to bed
ترکی
yatağa koy
فرانسوی
mettre au lit
آلمانی
zu bett bringen
اسپانیایی
ir a la cama
ایتالیایی
mettere a letto
عربی
نوم | وضع في السرير
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بستردن" در زبان فارسی به معنای قرار دادن چیزی بر روی چیزی دیگر بهطور گسترده و در سطحی وسیع است. از لحاظ نگارشی و قواعد فارسی، توجه به چند نکته مهم است:
-
جملهسازی: "بستردن" معمولاً با مفعول به کار میرود. به عنوان مثال: "آنها تصمیم به بستردن فرش در اتاق گرفتند."
-
صرف کردن: مانند سایر افعال، "بستردن" نیز صرف میشود. مثلاً:
- من بسترم
- تو بستر
- او بسترد
- ما بستر کردیم
- شما بسترید
- آنها بستردند
-
کاربرد هممعنا: بستردن ممکن است با واژههای مشابه مانند "گستردن" یا "پخش کردن" در بعضی از زمینهها مترادف باشد، ولی به نوع کار بستگی دارد.
-
توجه به تلفظ و نوشتار: در نوشتار باید به درست نوشتن این کلمه توجه کنید و از اشتباهات املایی خودداری کنید.
- قواعد دستوری: "بستردن" یک فعل است و باید بار معنایی درست داشته باشد. به عنوان مثال میتوان گفت: "درختها را در پارک بستردند"، که به معنای گستردن یا قرار دادن درختان بهصورت وسیع است.
با رعایت این نکات، میتوان بهدرستی از واژه "بستردن" در جملات استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با دقت و حوصله نقشهای را برای بستردن باغچهاش طراحی کرد.
- معلم برای بستردن اطلاعات جدید در ذهن دانشآموزان از روشهای جذاب و خلاقانه استفاده کرد.
- هر روز تمرینهای جدیدی برای بستردن مهارتهای ورزشی خود انجام میدهم.
