بنکشیدن
licenseمعنی کلمه بنکشیدن
معنی واژه بنکشیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹بنگشتن، بنگشیدن› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
436
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to draw
ترکی
çizmek
فرانسوی
dessiner
آلمانی
zeichnen
اسپانیایی
dibujar
ایتالیایی
disegnare
عربی
رسم | سحب , عقد , لفت الانتباه , تلقى , استهوى , خسر , ربح , استل , جرى سحب يانصيب , أزاح , انتزع , تقاضى , لوى القوس , أطلق , استنتج , طول معدنا , تقدم تدريجيا , إجتذب المشاهدين , حرر وصية , للرسم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بنشیدن" در زبان فارسی به معنای نشاندن یا نشستن چیزها یا افراد بر روی سطوح مختلف به کار میرود. اما به نظر میرسد که شما به اشتباه "بنشیدن" را نوشتهاید و منظور شما "بنشیدن" (به معنای نشاندن یا نشستن) است. در اینجا به قواعد نگارشی و گرامری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
مصرف صحیح: کلمه "بنشیدن" به عنوان فعل در جملات به کار میرود. مثلاً: "او را بر این صندلی بنشانید."
-
صرف فعل: بسته به زمان و شخص، این فعل به صورتهای مختلف صرف میشود. مثلاً:
- حال: "من مینشینم"، "او مینشیند"
- گذشته: "من نشستم"، "او نشست"
- آینده: "من مینشینم"، "او خواهد نشستن"
-
نحوه استفاده»: معمولاً این کلمه نیاز به مفعول دارد (چیزی یا کسی که نشسته میشود) و باید به آن توجه کرد. پس جملات باید به درستی ساختار یابند.
- فعلهای مشابه: ممکن است با فعلهای مشابه قاطی شود. برای مثال، "نشستن" و "بنشاندن" معانی متفاوتی دارند و باید در جای خود مورد استفاده قرار گیرند.
اگر سؤالی خاص در مورد کاربرد یا قاعده خاصی در نظر دارید، لطفاً مشخص کنید تا بیشتر به آن بپردازیم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او با دقت و حوصله نقاشی را بنکشید و همه جزئیات را رعایت کرد.
- بچهها تصمیم گرفتند با گچ روی زمین بازی بنکشند و طرحهای زیبا بسازند.
- معلم از دانشآموزان خواست تا یک داستان کوتاه بنکشند و آن را با هم به اشتراک بگذارند.
