تخمی
licenseمعنی کلمه تخمی
معنی واژه تخمی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
(کشاورزی )
آواشناسی:
منبع:
واژگان عامیانه
معادل ابجد:
1050
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
seedy | germinal , ovular , spermatic , an egg
عربی
غير طبيعي | كثير البذور , متوعك , متبزر , بائس , رث , ردئ السمعة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
واژه "تخمی" در زبان فارسی به معنای "دارای تخم" یا "مربوط به تخم" است و بیشتر در قالبهای توصیفی به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و همچنین نگارش آن، به چند نکته توجه کنید:
-
نحوهی استفاده در جملات:
- این کلمه معمولاً بهعنوان صفت استفاده میشود؛ بهعنوان مثال: "این مرغ تخمی است."
- میتوان آن را در کنار دیگر کلمات نیز به کار برد؛ مثل: "تخممرغ تخمی."
-
نکات نگارشی:
- هنگام نوشتن جملات، به رعایت علائم نگارشی توجه کنید. برای مثال، استفاده از ویرگول برای جدا کردن عبارات لازم است.
- اگر این کلمه در متن طولانیتری استفاده میشود، توجه به تناسب و هماهنگی با سایر واژهها الزامی است.
-
گفتار و نوشتار:
- در زبان محاوره، ممکن است این کلمه بهصورت غیررسمی و با لحن متفاوتی بیان شود. اما در نوشتار رسمی، بهتر است از نگارش صحیح و رسمی استفاده شود.
-
سعی در عدم استفاده از کلمات نادرست:
- از بهکار بردن این کلمه در نقاطی که معنای منفی یا توهینآمیز دارد، خودداری کنید.
- پیشوندها و پسوندها:
- میتوانید این کلمه را با پیشوندها و پسوندهای دیگر ترکیب کنید تا معانی جدیدی ایجاد کنید؛ مثلاً: "تخمیزن" برای اشاره به کسی که میخواهد تخمگذاری کند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "تخمی" بهطور صحیح و مؤثر استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- دیروز در حیاط، یک تخممرغ تخمی پیدا کردم که خیلی کثیف بود.
- او همیشه تخممرغهای تخمی را برای صبحانه انتخاب میکند.
- در هنگام جستجوی تخمی در باغ، چندین گل زیبا نیز دیدم.
