جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اسم: ضایع فعل: ضایع شدن ضایع: در كلمه یعنی خراب شدن، هدر رفتن اما در اصطلاح به چیزی یا ضایع: به كسی گفته میشود كه ظاهر یا رفتار مناسب با موقعیتی كه در ان است ندارد. ضایع شدن: یعنی خراب شدن اما در اصطلاح به كسی گفته میشود كه در موقعیتی قرار بگیرد كه خیط شود، كلا به موقعیتی گفته میشود كه كسی یا چیزی مایه ی خجالت یا بور شدن كسی شود. ضایع كردن: كسی را خراب كردن، وقتی شخصی بخواهد فرد دیگری را از نظر شخصیتی زیر سوال ببرد یا اشتباهی كه مرتكب شده را به رخ او بكشد. باطل، بي فايده، بيهوده، سقط، تباه، تلف، خراب، فاسد، مخروب، نفله، هدر، هرز آباد مدلل، فاسد، فسد، خام، عفن atık déchets abfall desperdiciar sciupare
کلمه "ضایع" در زبان فارسی به معنای از بین رفتن یا نابود شدن است و در متون رسمی و ادبی به کار میرود. قواعد نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه شامل موارد زیر است:
معنی و کاربرد: کلمه "ضایع" به معنی از دست رفتن، معدوم شدن یا ناپدید شدن استفاده میشود. همچنین میتواند به معنای اتلاف یا تباه شدن نیز باشد.
نحو (قواعد جملات): این کلمه معمولاً به صورت صفت به کار میرود. مثلاً: "این فرصت ضایع شد."
جمعسازی: "ضایع" به صورت "ضایعهات" یا "ضایعها" جمع بسته میشود، اما در مکالمات رسمیتر معمولاً به صورت مفرد به کار میرود.
مضادها: واژههای مرتبط یا متضاد با "ضایع" عبارتند از: "مفید"، "سودمند"، "پربار".
نگارش: در نوشتار، برای حفظ دقت و وضوح، این کلمه باید با دقت و به درستی استفاده شود. معمولاً از به کار بردن آن در جملات غیررسمی و غیرمناسب پرهیز میشود.
در مجموع، استفاده صحیح از کلمه "ضایع" به دقت در زبان و لحن بیان نیاز دارد و برای نگارشهای ادبی و رسمی مناسب است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او به خاطر رفتار ناشایست خود در جمع، باعث شد که احساس ضایع شدن کند.
وقتی که همه متوجه اشتباه او شدند، حس کرد که کاملاً ضایع شده است.
نباید دیگران را به خاطر اشتباهاتشان ضایع کنیم، زیرا همه ما ممکن است در موقعیت مشابهی قرار بگیریم.
واژگان عامیانه
*ضایع: بابا این چیه پوشیدی! شلوار قرمز خیلی ضایعس! دختره رو دیدی؟! آرایشش خیلی ضایع بود. ـ ضایع شدن: *ضایع شدن: ـ دیدی چی شد؟ ـ نه...؟ ـ زیپم باز بود خیلی ضایع شد... یا ـ اه بابا دختره فهمید كت و شلوارم قرضیه... ضایع شدم. *ضایع كردن: ـ كپی كردی؟؟ ـ آره! ـ بابا یارو میفهمه ضایعت میكنه...