جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آچار. (اِ) پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن . ترشی . چاشنی : این مرد... آچارها و کامه ها نیکو ساختی ... امیر وی را بنواخت و گفت از گوسفندان خاص پدرم وی بسیار داشت ... یله کردم بدو. (تاریخ بیهقی ). آچار خدای است مزه وْ بوی خوش و رنگ با سیب و ترنج آمد و جوز و بهی و نار. ناصرخسرو. آچار سخن چیست معانی و عبارت نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار. ناصرخسرو. نمی بینی کز آن آچار اگر خاکی تهی ماند ترا ای خاک خور، آن خاک بی آچار نگْوارد. ناصرخسرو. چو آچار است لفظ فارس درخورد که بی آچار چیزی کم توان خورد. امیرخسرو دهلوی . || مطلق میوه ها و ترشی ها و مربَّیات و ریچار و ریصار و خوشاب که برای تیز کردن اشتها خورند : ز آچارها هرچه باشد عزیز ترنج و به و نار و نارنج نیز. نظامی . || در فرهنگها این کلمه را به معنی زمین سراشیب و پست و بلند ضبط کرده و این بیت را شاهد آورده اند : زمینی نیست در عالم سراسر از این پژمرده تر زین بس عجب تر دو گونه جای باشد صعب و دشوار یکی دریا دگر آچار و کهسار. (ویس و رامین ). || (ص ) درهم آمیخته و ضم کرده . (برهان ). - آجیل آچار ؛ آجیل که بدان زعفران و آب لیمو و گلپر زنند. wrench, spanner, complex İngiliz anahtarı clé schlüssel llave inglesa chiave inglese اچار، اچار فرانسه، عمل تند و وحشیانه، تند، چرخش، نقشه فریبنده، مهره پیچ، مهرهگشا، بندقیقاجی، گلنگدن، وجب کننده، مجموعه، عقده، مجموع، هم تافت، گروهه
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر