جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آخر. [ خ ُ ] (اِ)آخور. جایگاهی از گل و سنگ و مانند آن کرده کاه و جو و علف خوردن ستور را. معلف . اَری . متبن . آغیل . ستورگاه . پایگاه . پاگاه . ستورخانه . اصطبل . (زمخشری ). جائی که چهارپایان را بندند. طویله به معنی متداول این عصر. آکنده . || آخیه . (زمخشری ) (نطنزی ). طویله : و آنجا [ بسمنگان در خراسان ] کوهها است از سنگ سپید چون رخام و اندر وی خانه های کنده است و مجلسها و کوشکها و بتخانه ها است و آخر اسبان ، با همه آلتی که مر کوشکها را بباید. (حدودالعالم ). ز آخر بیاورد پس پهلوان ده اسب سوار آزموده ی ْ گوان . فردوسی . رخش پر ز خون دل و دیده گشت سوی آخر تازی اسبان گذشت . فردوسی . ببینیم تا اسب اسفندیار سوی آخر آید همی بی فسار... فردوسی . روز به آکنده شدم یافتم آخر چون پاتله ٔ سفلگان . ابوالعباس . گر دنگل آمده ست پسر تا کی بربندیش بر آخر هر مهتر. ابوالعباس . چون خر رواست پایگهت آخر چون سگ سزاست جایگهت شله . خفاف . سلطان گفت برو از آخر هر کدام اسب که خواهی بگشای و در این حالت بر کنار آخر بودیم امیرعلی اسبی نامزد کرد بیاوردند و بکسان من دادند. (چهارمقاله ). این بادپای خوشرو تازی نژاد فضل تا چند گاه باشد بر آخر حمیر. کمال اسماعیل . || ناوه مانندی از چوب که در آن کاه و جو و مانند آن ریزندخوردن ستور را : خراس و آخر و خنبه ببردند نبود از چنگشان بس چیزپنهان . طیان . || گَوی که در سنگ یا چوب کنند آب را. حوض خرد. حوضچه : و چهار سوی خانه ٔ [ ظ: چاه ] زمزم آخرها کرده اند که آب در آن ریزند و مردم وضو سازند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو). || قوس گونه ای از استخوان بالای سینه زیر گردن . چنبره . ترقوه . آخره . آخرک : بهر آن خنگ توسنی ، دشمن جای سازد به آخر گردن . امیرخسرو (در وصف شمشیر). بزد بر آخر گردن چنانش که بگذشت از بغل آب روانش . نزاری . || گَوی که در میان توده ٔ خاک کنند تا آب در آن ریخته و شفته و کاهگل سازند، و آن را آخره و آخرک نیز گویند. || (اِخ ) صورتی فلکی که عرب آن را معلف گوید. (از التفهیم ). - امثال : برای هر خری آخر نمی بندند ؛ هر کس لایق این اعزاز و اکرام نباشد. اختتام، انتها، پايان، پسين، ته، خاتمه، سرانجام، عاقبت، فرجام، منتها، نهايت، واپسين ابتدا last, latter, ultimate, end, finale, postlude, the end آخر، أخير، ماض، سابق، دام، استمر، ثبت، أنهى، تحمل son fin ende fin fine اخیر، اخرین، بازپسین، پسین، قطعی، دومی، بعدی، اخری، عقب تر، نهایی، غایی، دورترین، پایان، ختم، منظور، بخش اخر، اهنگ نهایی، قطعه موسیقی پایان
last|latter , ultimate , end , finale , postlude , the end
ترکی
son
فرانسوی
fin
آلمانی
ende
اسپانیایی
fin
ایتالیایی
fine
عربی
آخر|أخير , ماض , سابق , دام , استمر , ثبت , أنهى , تحمل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آخر" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است، و استفاده صحیح از آن در جملات نیازمند رعایت برخی قواعد نگارشی و زبانی است. در ادامه به برخی از این قواعد اشاره میشود:
نقطهگذاری:
اگر "آخر" در انتهای جمله بیاید، به عنوان یک کلمه مستقل استفاده میشود و نقطهگذاری در پایان جمله باید رعایت شود.
مثال: این کتاب، بهترین کتاب من است. آخر.
استفاده در ترکیبها:
"آخر" میتواند به عنوان قسمت جداییناپذیر در ترکیبات مختلف مانند "آخر هفته"، "آخر کار"، "آخرین" و ... استفاده شود.
مثال: آخر هفته به سفر میرویم.
قید زمان:
در مواردی که "آخر" به معنای زمان استفاده میشود، باید به وضوح مشخص شود که به کدام زمان اشاره دارد.
مثال: در آخر ماه، حساب را تسویه میکنیم.
جدا کردن با ویرگول:
در برخی جملات، ممکن است نیاز به استفاده از ویرگول قبل از "آخر" برای تفکیک معنا وجود داشته باشد.
مثال: او در زندگی خود تلاشهای زیادی کرده است؛ اما، آخر، همه چیز به نتیجه نرسید.
استفاده در سوالات:
"آخر" میتواند در سوالات نیز به کار رود، و در این حالت معنای خاصی را منتقل میکند.
مثال: آخر راه کجاست؟
نکات تلفظی:
هنگام خواندن "آخر"، باید توجه داشت که در زبان گفتاری، تأکید بر سیلابهای مختلف ممکن است معانی متفاوتی به جملات بدهد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "آخر" بهطور مؤثر و صحیح در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آخر" در جمله آورده شده است:
آخر هفته تصمیم دارم به سفر بروم.
این کتاب را در آخر ماه به پایان میرسانم.
آخرین بار که او را دیدم، خیلی خوشحال بود.
لطفاً در آخر جلسه سوالاتتان را بپرسید.
برای یافتن راه حل، باید به آخر داستان دقت کنیم.
اگر سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمکتان کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: اخیر، اخرین، بازپسین، پسین، قطعی، دومی، بعدی، اخری، عقب تر، نهایی، غایی، دورترین، پایان، ختم، منظور، بخش اخر، اهنگ نهایی، قطعه موسیقی پایان
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر