جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: استقرار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ثبات . سکون . آرام گرفتن . (غیاث ) (تاج المصادر بیهقی ). ثابت شدن . (غیاث ). قرار و ثبات ورزیدن به جائی . آرمیدن . (منتهی الارب ). قرار گرفتن : احوال امیرالمؤمنین القادر باﷲو استقرار خلافت بر او. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 306). || جای گرفتن . (منتهی الارب ). || قرار و ثبات دادن : ابوسعید بعد از انتظام حال و استقرار کار او با آن لشکر که در صحبت او بودند بازگشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 391). || (اصطلاح فلک ) بعقیده ٔ قدما رجعتی که موجب شود تا ستارگان بنقطه ٔ حرکت خود بازگردند. - استقرار پیدا کردن ؛ قرار گرفتن . - استقرار دادن ؛ قرار و ثبات دادن . - استقرار گرفتن ؛ آرام گرفتن . قرار یافتن . استوار شدن . - استقرار یافتن ؛ آرام گرفتن . قرار یافتن . استوار شدن . استواري، اسكان، ايستادگي، تثبيت، تحكيم، ثبات، ثبوت، جايگيري، قرار establishment, pitch, lodgement, lodgment, confirmation, solidification مؤسسة، تأسيس، ترسيخ، توطيد، إقامة علاقات، رسوخ، كنيسة رسمية، مجموعة قوانين، إنشاء kuruluş Établissement einrichtung establecimiento istituzione تاسیس، برقراری، تشکیل، برپایی، موسسه، گام، قیر، اوج، پرتاب، دانگ صدا، منزل گیری، سپارش پول، ودیعهگذاری، تایید، تصدیق، تثبیت، تاکید، ابرام، استحکام، سفت سازی
... ادامه
653|0
مترادف:استواري، اسكان، ايستادگي، تثبيت، تحكيم، ثبات، ثبوت، جايگيري، قرار
مؤسسة|تأسيس , ترسيخ , توطيد , إقامة علاقات , رسوخ , كنيسة رسمية , مجموعة قوانين , إنشاء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "استقرار" در زبان فارسی به معنای قرار گرفتن یا مستقر شدن در یک مکان خاص است. در زیر به برخی از نکات قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نحوه استفاده: کلمه "استقرار" معمولاً بهصورت اسم به کار میرود و در جملات به معنای سکون، استواری یا پایداری اشاره میکند.
مثال: "استقرار نیروهای امنیتی در مناطق خطرناک ضروری است."
صرف و نحو: این کلمه وابسته به فعل "استقرار یافتن" یا "استقرار دادن" نیز میتواند به کار برود.
مثال: "نیروها باید بهطور مؤثر استقرار یابند."
مترادفها: مترادفهای "استقرار" شامل "استواری"، "قرار گرفتن" و "مستقر شدن" هستند که میتوانند بسته به بافت جمله استفاده شوند.
نکات نگارشی:
در نوشتن متنهای رسمی یا علمی، استفاده صحیح از کلمه و ترکیب آن با دیگر واژهها برای بیان مفهوم دقیق و واضح ضروری است.
همچنین، رعایت دستور زبان و املای صحیح کلمه از اهمیت بالایی برخوردار است.
توجه به سیاق: در متون تخصصی، دقت به سیاق و مضمون کلی متن هنگام استفاده از این کلمه مهم است، بهویژه زمانی که به مفاهیم اجتماعی، اقتصادی یا نظامی اشاره میشود.
بهطور کلی، "استقرار" کلمهای است که در متون رسمی و تخصصی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد و باید به شیوهای مناسب و وفق با قواعد زبان فارسی با آن برخورد شد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای استفاده از کلمه “استقرار” در جملات آورده شده است:
پس از سالها تحقیق و بررسی، استقرار سیستم جدید مدیریتی در شرکت آغاز شد.
استقرار نیروهای نظامی در منطقه به منظور تأمین امنیت انجام شد.
مدیر پروژه بر اهمیت استقرار مناسب منابع مالی تأکید کرد.
برای موفقیت در این طرح، استقرار یک تیم متخصص ضروری است.
استقرار و نگهداری صحیح تجهیزات پزشکی میتواند به بهبود کیفیت خدمات بهداشتی کمک کند.