جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اسد. [اَ س َ ] (اِخ ) برج پنجم از بروج فلک . (غیاث ). خانه ٔ آفتاب . (مفاتیح العلوم ).بیت آفتاب . نام صورت پنجم از صور بروج فلکیه است میان سرطان و سنبله و آن را برمثال شیری توهم کرده اند و کواکب آن بیست وهفت است و خارج از صورت هشت کوکب ، واز کواکب او قلب الاسد و طرفه است و هر دو از قدر اولند. (از جهان دانش ). و عرب آن را لیث نامند. و بعضی اسد را مرکب از هشتادوپنج ستاره دانسته و گفته اند ستاره ٔ قلب الاسد و مجموعه ٔ جبهه و ستاره ٔ زبره و ذنب الاسد در این صورت باشد. شیر فلک . شیر سپهر : اسد اکنون چو اسد بر فلک است ای فلک جان تو و جان اسد. خاقانی . مه زآن به اسد رسد به هر ماه تا در دم شیر نان ببینم . خاقانی . تو گوئی اسد خورد رأس ذنب را گوارنده نامد برآوردش از بر. خاقانی . گر اسد خانه ٔخورشید نهند داشت خورشید کرم خان اسد. خاقانی . بدل نغمه ٔ عنقاست کنون نغمه ٔ جغد بر ایوان اسد. خاقانی . خوشه کزو سنبل تر ساخته سنبله را بر اسد انداخته . نظامی . ماه امرداد فارسی (مرداد) مطابق تموز سریانی و آن سی ویک روزاست . «لا» اول آن مطابق است تقریباً با پنجم امردادماه جلالی و بیست وسیم ژویه ٔ فرنگی (یولیوس رومی ). در علم احکام نجوم اسد دلالت دارد از خویها و روشها بر: ملک طبع، باهیبت ، خشم آلود، سخت دل و لجوج و جافی ، مکرگر، دلیر، معجب بر خویشتن ، فرامشت گر با بسیار خطا و اندوهها. (التفهیم بیرونی ص 325). و از صورتها و چهره ها بر: تمام بالا و دراز، فراخ بر، پهن روی ، سطبرانگشت ، باریک دو ران ، بلندبینی ، فراخ دهان ، دندانش یک از یک دور، نیمه ٔ برسوش بزرگتر، خوبروی ، گربه چشم ، میگون موی ،شکم آور. (التفهیم ص 322). و از علتها و بیماریها: اولش قوتست با فزونی و معتدل اندر لاغری و فربهی و به آخرش ضعف است و نقصان ، و بیمارناک خاصه از اندرون معده و سستی او و درد چشم و موی از سر شدن و اولش گند دهان . (التفهیم ص 329). و از گروهان مردم و پیشه وران بر: سواران و ضرابان و صیادان با شکره ها. (التفهیم ص 331). و از جایگاهها بر: کوهها و قلعه ها و بناهای بلند و کوشکهای ملوک و بیابانها و سنگ ریزه ها و زمینهای شیرناک . (التفهیم ص 333). و از شهرها و ناحیت ها بر: ترک تا بیأجوج و مأجوج و سپری شدن آبادانی آنجا. و عسقلان و بیت المقدس و نصیبین و مداین و ملطیه و میسان و مکران و دیلم و ابرشهر و طوس و سغد و ترمد. (التفهیم ص 335). و از گوهرها و کاله ٔ خانه ها بر: زره ها و جوشن ها و جامهای ریخته ٔ مرتفع و آنچ بآتش کنند،و زر و سیم و یاقوت و زبرجد. (التفهیم ص 337). و ازجانوران گوناگون بر: اسپان صعب و شیران آموخته و هرچ چنگال دارد و ماران سیاه . (التفهیم ص 339). و از درخت و گیاه بر: کشت های پراکنده و نشاندنیها. (التفهیم ص 341). 1- حيدر، شير، ضرغام، ضيغم، ليث، ناهد، نبراس، هژبر
2- زخرف، زر، طلا
3- مردادماه assad الأسد esad assad asad asad asad
کلمه "اسد" در زبان فارسی به معنای "شیر" و به عنوان یکی از نمادهای قدرت و شجاعت است. در مورد قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه، نکات زیر را میتوان مطرح کرد:
نقطهگذاری: "اسد" بهعنوان یک اسم خاص نیازی به نشانههای نگارشی خاص ندارد، اما در جملههای مختلف باید به قواعد نقطهگذاری (مانند ویرگول، نقطه و غیره) توجه کرد.
نوشتار صحیح: کلمه "اسد" حتماً باید بدون غلط املایی نوشته شود، بهصورت "اسد".
استفاده در متن: میتوانید این کلمه را بهعنوان اسم مشترک یا خاص (متناسب با موضوع) در نوشتههای خود به کار ببرید.
تلفظ و تاکید: در هنگام نوشتن یا گفتن کلمه "اسد"، به تلفظ صحیح و تأکید مناسب بر روی حروف توجه کنید.
قید و وصف: این کلمه میتواند با قید و یا صفات مختلف همراه شود. مثلاً "اسد شجاع" یا "اسد بزرگ".
ترکیب با دیگر کلمات: میتوان از کلمه "اسد" در ترکیب با سایر کلمات استفاده کرد؛ مثلاً "اسد آسمانی" یا "اسد جنگل".
اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا قواعد دقیقتری دارید، خوشحال میشوم که پاسخگو باشم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اسد" در جمله آورده شده است:
اسد یکی از بزرگترین و قدرتمندترین شکارچیان در دنیای حیوانات است.
در افسانهها، اسد نماد شجاعت و قدرت به شمار میرود.
کودک در باغ وحش با دیدن اسدها شگفتزده شد و خواست به نزدیک آنها برود.
در فرهنگهای مختلف، اسد به عنوان نشان سلطنت و رهبری شناخته میشود.
اسدها معمولاً در گروههایی به نام "پراید" زندگی میکنند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا موضوع خاصی مد نظر دارید، لطفاً بفرمایید!