شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāstān
ancient  |

باستان

معنی: باستان . (ص ، اِ) کهنه . قدیم . (صحاح الفرس ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (شعوری ) . گذشته . قدیم . دیرینه . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (هفت قلزم ). چیز گذشته . قدیم اَی ضد نو. (شرفنامه ٔ منیری ). کهن . زمان گذشته :
ز دانا تو نشنیدی این داستان
که بر گوید از گفته ٔ باستان .
فردوسی .
تو از باستان یادگار منی
بتخت کئی بر نگار منی .
فردوسی .
بگویم یکی پیش تو داستان
کنون بشنو از گفته ٔ باستان .
فردوسی .
مردی با خرد تمام بود گرم و سرد روزگار چشیده و کتب باستان خوانده . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 87).
کسی دار کز دفتر باستان
همی خواندت گونه گون داستان .
اسدی .
عقل نپسنددکه من نوشیروان خوانم ترا
گر چه کس نبود چو او از خسروان باستان .
امیر معزی .
قلعه ای بستد که هرگز کس بر آن قادر نشد
از سلاطین گذشته وز ملوک باستان .
عبدالواسع جبلی (از جهانگیری ).
گویند هر کجاستم آمد برفت داد
این داستان زدند حکیمان باستان .
سوزنی .
تخت نرد پا»بازان در عدم گسترده اند
گر سرش داری برانداز این بساط باستان .
خاقانی (از جهانگیری ) (ازشعوری ).
پژمرده دلان بصور آهی
این دخمه ٔ باستان شکستم .
خاقانی .
تا گشاده ششدر سی مهره ٔ ماه صیام
غلغلی زین هفت رقعه باستان انگیخته .
خاقانی .
ذکر عهد او که تا روز ابد پاینده باد
نقصها در داستان باستان می آورد.
خواجه سلمان .
مثل و همتایت به رزم و بزم در، در روزگار
زین سپس کم خیزد و کم بود کس از باستان .
منیری (مؤلف شرفنامه ).
- موبد باستان ؛ موبد پیر. موبد کهن :
سرانجام او گشت همداستان
بپرسید از موبد باستان .
فردوسی .
|| اگر چه ولف کلمه را تنها بمعنی قدیم آورده ولی از این بیت شاهنامه چنین استنباط میشود که باستان بمعنی هرگز و همیشه است . (یادداشت مؤلف ) :
بچین و بهند و ختن باستان
نرانند جز نام من بر زبان .
فردوسی .
و شاید هم دراین بیت تحریفی در کلمه روی داده و محرف کلمه ٔ دیگری است . || بزبان دری تاریخ را گویند که احوال گذشتگان در او جمع باشد و باستان نامه کتابی است از تواریخ فارسیان . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (برهان قاطع) (هفت قلزم ). در زند و پازند بمعنی تاریخ و نوعاً تاریخ قدیم را گویند. (ناظم الاطباء). حافظ ابرو در تاریخ خویش آورده که به زبان پارسی و دری باستان تاریخ را می گویند و دهگان مورخ را و معرب آن دهقان است . (فرهنگ جهانگیری ) :
از فرنگیس و کتایون و همای
باستان را نام و آوا دیده ام .
خاقانی .
باستان نامه به معنی تاریخ تواند بود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
- باستان یهود ؛ تاریخ یهود. (ناظم الاطباء).
|| کنایه از دنیا و عالم و دهر و گردون هم هست . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ). || بمعنی مجرد هم بنظر آمده که از ترک و تجرید باشد. (برهان قاطع) . شخص مجرد. (ناظم الاطباء) (هفت قلزم ).
... ادامه
750 | 0
مترادف: ديرين، ديرينه، عتيق، كهن، گذشته،
متضاد: نو، نوين، جديد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (ص . اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: bAstAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 514
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
ancient
ترکی
antik
فرانسوی
ancien
آلمانی
uralt
اسپانیایی
antiguo
ایتالیایی
antico
عربی
قديم | عتيق الزي , غابر , عتيق , شيخ عجوز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "باستان" در زبان فارسی به معنای قدیم یا کهن است و به موضوعات مرتبط با تاریخ و فرهنگ گذشته اشاره دارد. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نکات مرتبط با استفاده از این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نوشتن صحیح: کلمه "باستان" همیشه باید به صورت کامل و صحیح نوشته شود. املای آن "باستان" است و هرگونه لحن یا تلفظ نادرست (مانند "باستانی") ممکن است به معنای متفاوت اشاره کند.

  2. استفاده در ترکیب‌ها: "باستان" می‌تواند در ترکیب با کلمات دیگر به کار رود، مانند:

    • باستان‌شناسی
    • باستانی
    • فرهنگ باستان
  3. علامت گذاری: در مواقعی که "باستان" در جملات به عنوان صفت به کار می‌رود، باید دقت کرد که با کلمه‌ای که توصیف می‌کند همخوانی داشته باشد:

    • مثلاً: «آثار باستانی» به جای «آثار باستان».
  4. تمرکز بر مفهوم: در نوشتار، مهم است که مفهوم درست استفاده از "باستان" را در نظر بگیرید و مطمئن شوید که به موضوعات تاریخی، فرهنگی یا مطالعاتی اشاره دارید.

  5. جنس و شمار: در مواردی که "باستان" به عنوان صفت استفاده می‌شود، باید به جنس و جمع بودن نامی که توصیف می‌کند توجه کنید:
    • «فضای باستانی» (مفرد و مذکر)
    • «آثار باستانی» (جمع و مؤنث)

با رعایت این نکات و قواعد می‌توانید به شکل صحیح و موثری از کلمه "باستان" در نوشته‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "باستان" در جمله آورده شده است:

  1. باستان شناسان به بررسی آثار قدیمی و تمدن‌های گذشته پرداخته‌اند.
  2. کتاب‌های باستان‌شناسی به ما کمک می‌کنند تا تاریخ گذشته را بهتر درک کنیم.
  3. باستان‌شهرهای ایران، مانند تخت جمشید و پاسارگاد، جزو آثار مهم جهانی هستند.
  4. در موزه‌های باستان، اشیاء و آثار تاریخی از دوره‌های مختلف نمایش داده می‌شود.
  5. سفر به مناطق باستانی می‌تواند تجربه‌ای شگفت‌انگیز و آموزنده باشد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: باس

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری