شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bebsudan
to kiss  |

ببسودن

معنی: ببسودن . [ ب ِ دَ ] (مص ) بسودن . دست زدن . لمس کردن . دست مالیدن . بپسودن . (ناظم الاطباء). تماس کردن :
کمندی بدان کنگره در ببست
گره زد برو چند و ببسود دست .
فردوسی .
چو ببسود خندان به بهرام داد
فراوان برو آفرین کرد یاد.
فردوسی .
بمالید دستش ابر چشم و روی
بر و یال ببسود وبشخود موی .
فردوسی .
لعل ترا شبی ببسودم من و هنوز
می لیسم از حلاوت آن گربه وار دست .
کمال (از فرهنگ ضیاء).
گره ببسود زخم تیرش و گفت
صاعقه است این نه تیر، واغوثاه .
ابوالفرج رونی .
دو دست من و دو پای من ببینید.... ببسویید ببرمجید و بدانید که جان گوشت و استخوان ندارد. (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 370). و رجوع به بسودن و سودن شود. || سفتن . سوراخ کردن . (ناظم الاطباء). و رجوع به سودن و بسودن شود.
... ادامه
374 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 124
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to kiss
ترکی
öpmek
فرانسوی
embrasser
آلمانی
küssen
اسپانیایی
besar
ایتالیایی
baciare
عربی
قبل | مس برفق , باس , تباوس , لتقبيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ببُسُد" (با تلفظ "ببیسودن") در زبان فارسی به معنای "دست برداشتن" یا "کنار گذاشتن" است و به‌طور کلی به معنای رها کردن چیزی به کار می‌رود. این کلمه از فعل "ببُسُد" مشتق شده است. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه پرداخته می‌شود:

  1. صحیح‌نویسی:

    • شکل صحیح کلمه "ببسودن" است و باید از نوشتن آن به صورت "ببوسیدن" یا "ببوسدن" پرهیز کرد.
  2. تجزیه نحوی:

    • این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود و می‌تواند به‌عنوان جمله یا ترکیب در جملات مختلف به کار رود.
  3. صرف فعل:

    • این فعل بسته به زمان و شخص تغییر می‌کند. به عنوان مثال:
      • من ببسودم
      • تو ببسودی
      • او ببسود
  4. مثال در جمله:

    • "او تصمیم گرفت تا این مشکل را ببسود و بیشتر بر روی مسائل مهم‌تر تمرکز کند."
  5. قوانین نگارشی:

    • هنگام استفاده از این کلمه در متن، باید به نقطه‌گذاری، نوع جملات (ساده، مرکب و ...) و سایر نکات نگارشی توجه کرد.
  6. هم‌نشینی با دیگر کلمات:
    • این کلمه می‌تواند با دیگر پسوندها و تکمیل‌کننده‌ها ترکیب شود (مثل: ببسودن به‌جای ...).

اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا معنی این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تصمیم گرفت به تنهایی به سفر برود و چه بی‌سودن به طبیعت و آرامش آن پی ببرد.
  2. وقتی در کنار دریا نشسته بودیم، حس کردیم که زمان به آرامی می‌گذرد و همه چیز بی‌سودن است.
  3. در زندگی، برخی لحظات زیبا هستند که به رغم بی‌سودن، احساس alegr ü ما را افزایش می‌دهند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری