جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اشرم . [ اَ رَ ] (اِخ ) ابرهةبن صباح مکنی به ابویکسوم و ملقب به اشرم . از ملوک بنی حِمْیَر بود که در یمن سلطنت میکردند. وی را از آن روی اشرم گفتند که در جنگ با اریاط فرمانروای پیشین یمن ابرو و بینی و چشم و لب او مجروح گردید و آثار جراحت بر آنها نمودار بود. صاحب حبیب السیر آرد: ابرهةبن الصباح بقول صاحب معارف بعد از ولیعه هفتادوسه سال پادشاهی کرد و نسب ابرهه بروایت بعضی از نقله ٔ اخبار به کعب بن سباء الاصغر الحمیری می پیوست و او بصفت علم و دانش اتصاف داشت و معلوم فرموده بود که ملک یمن به بنی عدنان انتقال خواهد یافت ، لاجرم نسبت به آن قبیله انعام و احسان فراوان کرد. (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 273). و رجوع به ص 276 همان جلد ذیل ذکر حکومت ابرهةبن الصباح و ابرهه و ابویکسوم و ابناء شود. ashram الأشرم
کلمه "اشرم" در زبان فارسی به معنای مکانی برای عبادت یا گوشهای برای تمرکز و تفکر معنوی است. این کلمه در متون مختلف گاهی به صورتهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در اینجا به چند قاعده نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نوشتار صحیح: کلمه "اشرم" باید به صورت صحیح و با توجه به قواعد املایی فارسی نوشته شود.
تلفظ: تلفظ این کلمه باید صحیح باشد. در زبان فارسی، به وضوح املای کلمات باید منعکسکنندهی تلفظ آنها باشد.
نقطهگذاری: اگر کلمه "اشرم" در متنی قرار گیرد، باید به اصول نقطهگذاری توجه شود. به عنوان مثال، اگر در وسط یک جمله باشد، باید جملات با نقطه، ویرگول، و سایر نشانههای نگارشی به درستی نوشته شوند.
قواعد نحوی: به منظور استفاده درست از کلمه در جمله، باید به جایگاه آن در جمله توجه داشت. به عنوان مثال، میتوان گفت: "او به اشرم رفت تا مدتی را در سکوت و تفکر سپری کند."
استفاده در متن: کلمه "اشرم" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شود. به عنوان مثال: "اشرم معنوی"، "اعتکاف در اشرم"، یا "پناهگاه اشرمی".
توجه به این نکات میتواند به بهبود استفاده از کلمه "اشرم" در نوشتار فارسی کمک کند.