شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'a'maš
his master  |

اعمش

معنی: اعمش . [اَ م َ ] (ع ص ) سست بینایی که چشمش بعلتی آب راند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه آب چشم او میریزد بجهت بیماری . (آنندراج ). آنکه ببیند و از چشمش آب میریزد. (بحر الجواهر). آنک بد بیند و آب همی ریزد. (تاج المصادر بیهقی ). خوچیده چشم . (المصادر زوزنی چ تقی بینش حاشیه ٔ ص 338). آنکه بد بیند و از چشم آب همی ریزد، یقال : اعمش و ارمش (اتباع ). (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). آنکه آب از چشمش بسبب مرض جاری باشد. (از منتخب و لطائف از غیاث اللغات ). آنکه ضعف باصره با ریزش آب از چشم دارد. آب ریزنده چشم و ضعیف بینا. آنکه از چشم وی آب رود. آنکه آب از چشمش رود و نیک نتواند دید. سست بینایی که چشمش به علتی آب راند. آنکه ببیند و ازچشمش آب همی ریزد. (یادداشتهای مؤلف ) :
از تبش گشته غدیرش همچو چشم اعمشان
وز عطش گشته مسیلش چون گلوی اهرمن .
منوچهری .
هرکه بر تو گشاد تیر دعا
اگر اعمی بود اگر اعمش
به نشانه رسد درست و صواب
همچواز شست و قبضه ٔ آرش .
سوزنی .
نرگس چشم خماری همچو جان
آخر اعمش بین و آب از وی چکان .
مولوی .
... ادامه
701 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (اَ مَ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 411
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
his master
ترکی
onun efendisi
فرانسوی
son maître
آلمانی
sein meister
اسپانیایی
su maestro
ایتالیایی
il suo padrone
عربی
سيده
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "اعمش" در زبان فارسی به عنوان یک صفت به کار می‌رود و به معنای "کسی که از کمبود بینایی رنج می‌برد" یا "کسی که دچار ضعف بینایی است" است. این کلمه همچنین در برخی از متون تاریخی و ادبیات فارسی به کار رفته و گاهی به اشخاص خاصی، مانند شخصیت‌های تاریخی یا ادبی، نسبت داده می‌شود.

برای استفاده صحیح از "اعمش" در نوشتار، باید به چند نکته توجه کرد:

  1. استفاده درست از زبان ادبی: این کلمه معمولاً در متون ادبی و شاعرانه به کار می‌رود. اگر در متن غیرادبی یا محاوره‌ای استفاده شود، ممکن است نادرست به نظر برسد.

  2. تلفظ و نوشتار: "اعمش" باید به صورت صحیح نوشته و تلفظ شود. این واژه به صورت «عَـمَش» و نه «عَـمِش» تلفظ می‌شود.

  3. نقش دستوری: "اعمش" به عنوان وصف درجاهایی مانند وصف یک شخص به کار می‌رود. به عنوان مثال، می‌توان گفت: «او مردی اعمش است»، که به معنای «او مردی با ضعف بینایی است» می‌باشد.

  4. سازگاری با سایر کلمات: این کلمه باید با سایر کلمات جمله همخوانی و سازگاری داشته باشد، به ویژه در مواردی که به صفت نکره و معرفه نیاز باشد.

به طور کلی، برای نوشتن و استفاده از "اعمش"، رعایت اصول نگارش و بیان واضح اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او مردی اعمش است که همیشه در مجالس حضور دارد و به سخنرانی‌هایش توجه ویژه‌ای می‌شود.
  2. در داستان قدیمی، شخصیت اعمش به عنوان فردی دانا و صاحب نظر شناخته می‌شود که همگان به او احترام می‌گذارند.
  3. اعمش در عین سادگی، قلبی بزرگ و دلسوز دارد و همیشه آماده کمک به دیگران است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری