جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اغل . [ اَ غ ِ ] (اِ) جایی باشد که در کوه وصحرا بجهت خوابانیدن گوسفندان سازند. (آنندراج ) (برهان ) (هفت قلزم ). و آن را آغل بالمد نیز خوانند. (آنندراج ). اغول است یعنی جای خوابیدن گوسفندان . (انجمن آرای ناصری ). آغل و جای باش گوسفندان در کوه و بیابان . (ناظم الاطباء). بمعنی آغال و آغِل است . (برهان ). اغلب آغُل تلفظ کنند و آن مرکب است از پیشوند و غول بمعنی جایگاه گوسفندان وچارپایان دیگر. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : غم مخورید هر شت ر ره نبرد در این اغل زان که به پستی اند و ما بر سر کوه بر شرف . مولوی (از آنندراج ). در تداول عامه بیشتر آغُل تلفظ کنند که مرکب از پیشوند (آ) و غول بمعنی جایگاه گوسفند و چارپایان دیگر : گاهی چو گوسفندان در غول جای من گاهی چو غول گرد بیابان دوان دوان . بوشکور (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). pen, corral, cote, cratch, home range, kraal, pound, saddle قلم، حظيرة، قلم حبر، قفص، زريبة، ريشة الكتابة، قلم كرية، أنثى الأوز العراقي، حوض لاصلاح الغواصات، زرب، كتب، قفل، دبج قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، خانه ییلاقی، جای اسب و گله، غول، مرغدان، کبوتر خانه، کلبه، اخور یا علفدان، چهارچوب، جای محدود برای فعالیت حیوانات، جایگاه حیوانات، دهکده بومیان افریقای جنوبی، حصار، پاوند، لیره، استخر یا حوض اب، واحد مسکوک طلای انگلیسی، ضربت
pen|corral , cote , cratch , home range , kraal , pound , saddle
عربی
قلم|حظيرة , قلم حبر , قفص , زريبة , ريشة الكتابة , قلم كرية , أنثى الأوز العراقي , حوض لاصلاح الغواصات , زرب , كتب , قفل , دبج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اغل" به معنای "پدر" یا "پدر بزرگ" در برخی لهجهها و گویشهای فارسی به کار میرود و در زبان فارسی معیار کمتر استفاده میشود. با این حال، در نوشتار فارسی قواعد و نکات نگارشی برای نوشتن این کلمه و استفاده از آن به صورت زیر است:
نوشتار صحیح: کلمه "اغل" باید به طور صحیح و طبق قواعد املایی نوشته شود.
استفاده در جملات: اگر از این کلمه در جملات استفاده میکنید، حتماً باید با توجه به ساختار دستوری جملات آن را به کار ببرید. به عنوان مثال:
"اغل من همیشه در کنارم بود."
علامتگذاری: اگر کلمه "اغل" در وسط جمله قرار گیرد، باید به اصول علامتگذاری توجه کرد. مثلاً:
"من و اغلام به بازار رفتیم." (توجه به فاصله و استفاده از ویرگول در صورت نیاز)
زبان محاوره و شفاهی: به یاد داشته باشید که "اغل" بیشتر در زبان محاوره و در برخی گویشها رایج است و در متنهای رسمی بهتر است از معادلهای رسمیتر مانند "پدر" استفاده شود.
توجه به گویش: در استفاده از کلمات محلی یا گویشی، همیشه به تأثیر آن بر مخاطب و قابلیت فهم آن توجه کنید.
اگر سوال خاصی درباره استفاده یا کاربرد آن دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، خانه ییلاقی، جای اسب و گله، غول، مرغدان، کبوتر خانه، کلبه، اخور یا علفدان، چهارچوب، جای محدود برای فعالیت حیوانات، جایگاه حیوانات، دهکده بومیان افریقای جنوبی، حصار، پاوند، لیره، استخر یا حوض اب، واحد مسکوک طلای انگلیسی، ضربت