افدم
licenseمعنی کلمه افدم
معنی واژه افدم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: awdum, afdom] ‹آفدم› [قدیمی]
مختصات:
(اَ دُ) (ص .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
125
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
i fell
ترکی
düştüm
فرانسوی
je suis tombé
آلمانی
ich fiel
اسپانیایی
me caí
ایتالیایی
sono caduto
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "افدم" در زبان فارسی به معنای "قدم" است و به شکل "افتاد" یا "اقدام" نیز در معانی مختلف به کار میرود. اگر منظورتان از "افدم" به طور خاص اشاره به یک مفهوم یا کاربرد خاص است، لطفاً توضیحات بیشتری ارائه دهید.
در زیر چند نکته درباره نگارش و استفاده از کلمات مرتبط آورده شده است:
-
اقدام: این واژه به معنای عمل و اقدام کردن به کار میرود.
- مثال: "او برای اصلاح جامعه اقدام کرد."
-
افتادن: به معنای به زمین افتادن یا شروع به وقوع یافتن است.
- مثال: "اگر باران بیفتد، به زمین و بذرها کمک میکند."
- قدم: به معنای گام و واحد اندازهگیری مسافت است.
- مثال: "یک قدم به جلو بردار."
در هر صورت، رعایت قواعد نگارشی شامل استفاده صحیح از علائم نگارشی، استفاده از کلمات مناسب در بافت متن، و دقت در املاء و انشاء است. اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا نگارش کلمهای دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا سه جمله با کلمه "افدم" آمده است:
- بهمحض اینکه افدم، همه چیز در اطرافش تغییر کرد و زندگیاش رنگ و بوی جدیدی گرفت.
- افدم را در دل شب فراموش نکردم و همیشه به یاد روزهایی هستم که با هم گذراندیم.
- وقتی افدم به جمع ما پیوست، احساس کردم که شور و نشاط بیشتری به جمعمان افزوده شد.
