امثله
licenseمعنی کلمه امثله
معنی واژه امثله
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: امثِلَة، جمعِ مثال]
مختصات:
(اَ ثِ لِ) [ ع . امثلة ] ( اِ.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'amsale
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
576
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
for example
ترکی
Örneğin
فرانسوی
par exemple
آلمانی
zum beispiel
اسپانیایی
por ejemplo
ایتالیایی
per esempio
عربی
مثلا | مثال ذلك , على سبيل المثال
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "امثله" به معنی "نمونهها" یا "نمونهسازی" است و در زبان فارسی به صورت جمع آورده میشود. در استفاده از این کلمه، چند نکتهی نگارشی و قواعدی وجود دارد:
-
استفاده در جملات:
- "امثله" معمولاً با واژههایی همچون "بهعنوان"، "از" یا "در" همراه میشود. مثلاً: "برای توضیح بهتر موضوع، امثلهای از آن را ذکر میکنم."
-
نقطه گذاری:
- بهطور کلی، در پایان جملات خبری و سوالی، باید از نشانههای نگارشی مناسب مانند نقطه یا علامت سوال استفاده شود.
-
توافق در جمع و مفرد:
- "امثله" به عنوان جمع "مثال" به کار میرود و در متون علمی و ادبی بیشتر به همین شکل دیده میشود.
- رعایت قواعد زبانی:
- در جملات رسمی و پژوهشی، باید از کلمات فارسی به جای واژههای بیگانه استفاده کرد. بنابراین "امثله" به جای "مثالها" میتواند در متون رسمی جایگزین شود.
اگر سوال خاصی در مورد کاربرد این کلمه یا قواعد خاصی دارید، لطفاً بفرمایید تا بهتر راهنمایی کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "امثله" در جملات مختلف آورده شده است:
- او از کتابش برای نشان دادن امثله مختلف استفاده کرد.
- در این مقاله، چندین امثله از پروژههای موفق ذکر شده است.
- معلم از دانشآموزان خواسته تا امثلهای برای وظایف خود ارائه دهند.
- برای درک بهتر موضوع، باید امثله بیشتری بررسی کنیم.
- این نرمافزار شامل امثلهی کاربردی برای کاربران است.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، بفرمایید!
