شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'andudan
plate  |

اندودن

معنی: اندودن . [ اَ دَ ] (مص ) انداییدن . (فرهنگ سروری ) (فرهنگ خطی )(شرفنامه ) (فرهنگ میرزا ابراهیم ). کاهگل و گلابه مالیدن . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ). گل مال کردن . (فرهنگ رشیدی ). اندود کردن . کاهگل و گلاوه مالیدن . (ناظم الاطباء). پوشاندن چیزی بوسیله ٔ مالیدن ماده ای به روی آن چنانکه مالیدن کاهگل ببام و دیوار. (فرهنگ فارسی معین ). مالیدن . (یادداشت مؤلف ) :
پس بساروج بیندود همه بام و درش
جامه ای گرم بیفکند پلاسین زبرش .
منوچهری .
گفتم ای ماه تو را زلف ز مشک سیه است
غالیه خیره چه اندایی بر مشک سیاه .
فرخی .
ز خون رخ بغنجار بندود خور
ز گرد اندر آورد چادر بسر.
(از فرهنگ اسدی نخجوانی ).
و گرش نیست مایه برخیره
آسمان را بگل نینداید.
ناصرخسرو (دیوان ص 139).
بروان تو گر سر گورت
جز بخون دو دیده اندایم .
مسعودسعد.
مثل او چنان بود که مردی از بن دیوار خاک برمیدارد و بام خانه می انداید. (سندبادنامه ص 34).
در دل نهال عنبر و سوسن نشانده ام
کاندوده شد بعنبر تر برگ سوسنش .
سوزنی .
روی من کاهست خاکی کاش از خون گل شدی
تا بخون دل سر خاک وحید اندودمی .
خاقانی .
مه به اشک از خاک راه کهکشان
گل گرفت و خاک او اندود بس .
خاقانی .
عاقل آنگه رود بخانه ٔ نحل
که بگل چهره را بینداید.
خاقانی .
از اندودن مشک و ماورد و عود
بجودی شده موج طوفان جود.
نظامی .
نصیب دوزخ اگر طلق بر خود انداید
چنان درو جهد آتش که چوب نفت اندود.
سعدی .
نگارینا بهر تندی که میخواهی جوابم ده
که گر تلخ اتفاق افتد بشیرینی بیندایی .
سعدی .
از رعیت شهی که مایه ربود
بن دیوار کند و بام اندود.
سعدی .
|| مطلا و ملمع کردن . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).ملمع کردن . (زمخشری ) (فرهنگ سروری ) (فرهنگ خطی ) (فرهنگ میرزا ابراهیم ). طلی کردن . (زمخشری ). تذهیب کردن . (ناظم الاطباء). آب دادن فلزات (مانند مس و غیره ). (فرهنگ فارسی معین ) :
اندوده رخش زمان بزرآب
آلوده سرش بگرد کافور.
ناصرخسرو.
زر ندیدستی که بی قیمت شود
چون بینداییش با چیزی مسین .
ناصرخسرو.
کوه را بر به سیم درگیرند
دشت را رخ بزر بیندایند.
مسعودسعد.
خانه ٔ ما را چو گل از خون دل رنگین کند
آنکه دیوار خران را از طلا اندوده است .
جمال الدین .
ای بسا مس را بیندوده بزر
تا فروشد آن بعقل مختصر.
مولوی .
|| روغن مالیدن . (ناظم الاطباء). شیره و روغن مالیدن . (فرهنگ فارسی معین ) : بفلان کوه چنین و چنین چیزها دیدم و پیرزنی جادو مردی را خر کرد و باز پیرزنی دیگر جادو گوش او را بروغنی بیندود تا مردم گشت . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 680). || اندوختن . (شرفنامه ٔ منیری ) (از شعوری ج 1 ورق 123 الف ).
- آفتاب بگل اندودن ؛ کنایه از حقیقتی را پوشاندن . رجوع به امثال در همین ماده شود.
- براندودن ؛ اندودن :
همه یال اسب از کران تا کران
براندوده مشک و می و زعفران .
فردوسی .
فرمان بر، آهک کش و زرنیخ براندای
بر روی و برون آر همه رویت از اورت .
لبیبی .
چون گرفته شود آن کشور سنگین ده و شهر
سنگدل باش و در رحم براندای به قیر.
سوزنی .
فلک پاسگه را براندوده نیل
سر پاسبان مانده در پای نیل .
نظامی .
مسی را زر براندودن غرض چیست
زر اندر سیم تر زین می توان زیست .
نظامی .
رخ یوسفان را برآمود میل
درمصریان را براندود نیل .
نظامی .
- دراندودن ؛ اندودن :
دراندود یک روی آهن
پراکنده بر قیر مشک و عبیر.
فردوسی .
و نیز از ترکیبات همین کلمه است : آتش اندود، آفتاب اندود، چمن اندود، صبح اندود. رجوع به آنندراج و اندا و اندای و اندود و اندوده در همین لغت نامه شود.
- امثال :
آفتاب را بگل نتوان اندود . (امثال و حکم مؤلف ج 1 ص 38) :
فروغ روی تو را خانه کی حجاب شود
بگل چگونه توان نور آفتاب اندود.
ابن یمین .
فضل را روزگار کی پوشد
کس بگل آفتاب ننداید.
رشید وطواط.
و رجوع به گِل و آفتاب شود.
... ادامه
768 | 0
مترادف: 1- ماليدن 2- پوشاندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [پهلوی: handōxtan]
مختصات: (اَ دَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 115
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
plate | daub , emboss , bedaub , besmear , coat , parget , put on
ترکی
giymek
فرانسوی
mettez
آلمانی
aufsetzen
اسپانیایی
ponerse
ایتالیایی
mettere
عربی
طبق | صفيحة , صحن , تصفيح , رقاقة , صحن الكنيسة , معدن نفيس , أدوات المائدة , كليشية , اللوح الجداري , طقم أسنان , لوحة , لوحة السيارة , صفح , كسا , طلى بالنيكل , طلى بالفضة , زين , صنع كليشيه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «اندودن» در زبان فارسی به معنای پوشاندن، پوشش دادن یا عایق‌کاری است و عمدتاً در زمینه‌های ساختمانی و صنعتی به کار می‌رود. در زیر برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از این کلمه را بررسی می‌کنیم:

  1. نحوه‌ی نوشتار: کلمه «اندودن» به صورت یکپارچه و بدون فاصله نوشته می‌شود.

  2. صرف فعل: این کلمه در زمان‌های مختلف و برای اشخاص مختلف صرف می‌شود. برای مثال:

    • من اندودم
    • تو اندودی
    • او اندود
    • ما اندودیم
    • شما اندودید
    • آنها اندودند
  3. کاربرد در جمله: در جملات، می‌توان از این کلمه به صورت‌های مختلف استفاده کرد، مثلاً:

    • «کارگران دیوارها را اندودند.»
    • «ما تصمیم داریم که سقف خانه را اندود کنیم.»
  4. ترکیبات: این کلمه می‌تواند با پیشوندها یا پسوندهای دیگر ترکیب شود، مثلاً:

    • اندودگری: به معنای شخصی که کار اندودن را انجام می‌دهد.
    • اندودسازی: به معنای فرایند اندودن.
  5. نکات نگارشی: هنگام نوشتن جملات، بهتر است به ساختار جمله و جایگاه کلمه «اندودن» توجه شود تا نوشته روان و قابل فهم باشد.

استفاده صحیح و به‌جا از کلمه «اندودن» می‌تواند به غنا و دقت متن‌های فارسی اضافه کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. پیمانکار تصمیم گرفت دیوارها را با یک لایه رنگ زیبا اندودن تا ظاهر خانه جذاب‌تر شود.
  2. معمار برای ایجاد نمای خاص، از مصالح مختلف برای اندودن سطح ساختمان استفاده کرد.
  3. در این پروژه، ما نیاز داریم که کفی را با ملات مقاوم اندودن تا استحکام بیشتری پیدا کند.

واژگان مرتبط: روکش فلزی کردن، ابکاری فلزی کردن، روکش کردن، متورق کردن، مالیدن، ناشیانه رنگ زدن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، بر جسته کردن، الودن، ملوی کردن، رنگ کردن، کثیف کردن، تزئيني کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری