برقراری
licenseمعنی کلمه برقراری
معنی واژه برقراری
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
barqarAri
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
713
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
establishment | establishing
ترکی
kurmak
فرانسوی
établissement
آلمانی
festlegung
اسپانیایی
estableciendo
ایتالیایی
stabilendo
عربی
مؤسسة | تأسيس , ترسيخ , توطيد , إقامة علاقات , رسوخ , كنيسة رسمية , مجموعة قوانين , إنشاء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «برقراری» در زبان فارسی به معنای برپایی، تأسیس یا برقرار کردن است. این کلمه به عنوان یک اسم مصدر (به معنای فعل) به کار میرود. در نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت چند نکته مهم است:
-
جایگاه در جمله: «برقراری» معمولاً در جایگاه فعل یا اسم قرار میگیرد. بهعنوان مثال:
- برقراری ارتباط با مشتریان اهمیت زیادی دارد.
- برقراری نظم در جلسه ضروری است.
-
ترکیبها: «برقراری» میتواند با افعال و صفتهای مختلف ترکیب شود و جملات متنوعی را شکل دهد. مثلاً:
- برقراری عدالت
- برقراری امنیت
-
کاربرد درست: سعی کنید این کلمه را در متنی که به دنبال بیان مفهوم خاصی هستید، بهدرستی و در جای مناسب به کار ببرید.
- نحو و صرف: مطمئن شوید که در ساختار جملات از نظر نحوی درست استفاده شود و تناسب فعل و فاعل رعایت شود.
بهطور کلی، استفاده صحیح و بهجا از «برقراری» میتواند به بهبود کیفیت نگارش شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "برقراری" در جمله آورده شده است:
- برای برقراری ارتباط مؤثر، لازم است که به نیازهای دیگران گوش دهیم.
- برقراری صلح در منطقه نیازمند توافق میان کشورها است.
- آنها برای برقراری یک همکاری موفق بین دو شرکت برنامهریزی کردند.
- برقراری نظم و انضباط در کلاس درس به یادگیری بهتر دانشآموزان کمک میکند.
- ما نیاز داریم تا برقراری یک سیستم جدید برای مدیریت پروژهها را آغاز کنیم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
