شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

crime  |

بزه

معنی: بزه . [ ب َ زَ / زِ ] (اِ)گناه و خطا باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (غیاث اللغات ) (فرهنگ شعوری ). گناه . خطا. تقصیر. (ناظم الاطباء). در پهلوی بَچَک و در پازند بَژَه . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). اثم . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). حابه . گناه . وزر. حوب . حوبه . جناح . جرم . عصیان . ذنب . مأثم . معصیت . ناشایست . حنث . جریره . سیئة. اصر. نافرمانی . (یادداشت بخط دهخدا) :
کس برنداشته ست بدستی دو خربزه
ای خون دوستانْت بگردن مکن بزه .
(منسوب به رودکی ).
چو فرزند باشد بیابد مزه
زبهر مزه دور گردد بزه .
فردوسی .
ورا از تن خویش باشد بزه
بزه کی گزیند کسی بی مزه ؟
فردوسی .
ز کار بزه چند یابی مزه
بیفکن مزه دور باش از بزه .
فردوسی .
عجم را شرف بر عرب نهادم هرچند دانستم که اندر آن بزه ٔ بزرگست . (تاریخ بیهقی ص 172).
اگرچه دلم بود از آن بامزه
همی کاشتم تخم وِزْر و بزه .
شمسی (یوسف و زلیخا).
چنین گفت کای یاوه کاران دزد
شما را بزه خوشتر آید ز مزد.
شمسی (یوسف و زلیخا).
چون بزه خواهی کرد باری بزه بی مزه نباشد. (از قابوسنامه ).
هرکه مر نفس را بآتش عقل
از وبال و بزه بپالاید.
ناصرخسرو.
سبک بسوی درطاعت خدای گریز
اگرچه از بزه بر تو گران شده ست ثقَل .
ناصرخسرو.
در مزرعه ٔ معصیت و شرّ چو ابلیس
تخم بزه و بار بد و برگ وبالی .
ناصرخسرو.
تو خفته و پشتت ز بزه گشته گرانبار
با بار گران خفتن از اخلاق حمار است .
ناصرخسرو.
اثمهما اکبر من نفعهما ... ولیکن بزه ٔ او از نفع بیشتر است . (نوروزنامه ).
یک گره را خانها پر غیبت و وِزْر و بزه
یک گره را کنجها پر طاعت و اعمال ماند.
سنائی (از انجمن آرا).
در آن میانه نام ائمه سنت است که برخوانند وگر نخوانند بزه نباشد و نقصانی نکند. (کتاب النقض ص 468).
چون دسته شد خمیده و گنبد فرودرید
کم شد مزه بزه نتوان کرد زین فزون .
سوزنی .
از پی احسنت و زه نفکند خود را در بزه
وزبرای کیک را ننهاد آتش در گلیم .
سوزنی .
هر ضیافتی که اطعمه ٔ آن کوتاه مزه بود آن ضیافت سراسر وبال و بزه بود. (سندبادنامه ص 168).
از بزه کردنش عجب ماندند
بزه گر زین جنایتش خواندند.
نظامی .
خلق خود را پاک دار از هر مزه
تا نیفتی در وبال و در بزه .
عطار (از شعوری ).
چون ببیند نان و سیب و خربزه
در مصاف آید مزه وْ خوف و بزه .
مولوی .
چون به این نیت خراشم بزّه نیست
گر بزخم این روی را پوشیدنیست .
مولوی .
جمع گردد بر وی آن جمله بزه
کو سری بوده ست و ایشان دُمْغَزه .
مولوی .
این عقوبت مرا در یک نفس بسر آید و بزه ٔ جاوید بر تو بماند. (گلستان ). و بزه ٔ آن بر من ننوشتند و شما را زیانی نرسید. (گلستان ). گفت ای دوستان مرا در این که کردم قصدی نبود بزه بر من متوجه نمی شود. (گلستان ).
- بزه کار ؛ گناه کار. (یادداشت بخط دهخدا).
- بزه کاری ؛ گناهکاری .(یادداشت بخط دهخدا).
|| ظلم . جور. ستم . (ناظم الاطباء). جور. حیف . || (ص ) مردم نامراد و مسکین . (برهان ). محروم . بی بهره . مسکین . (ناظم الاطباء).
... ادامه
684 | 0
مترادف: 1- اثم، خطا، خطيئه، ذنب، گناه، معصيت
متضاد: ثواب 1- تقصير، جرم، جنايت 2- حيف، جور، ستم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (بِ زِ) [ په . ] ( اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: beze
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 14
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
crime | misdemeanor , offense , felony , sin , guilt , misdeed , misdemeanour , lamb
ترکی
kuzu
فرانسوی
agneau
آلمانی
lamm
اسپانیایی
cordero
ایتالیایی
agnello
عربی
جريمة | جناية , إجرام , الجريمة المرتكبة , ذنب , عمل أحمق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بزه" در زبان فارسی به معنای "جرم" یا "خطا" است و در متون ادبی و حقوقی کاربرد دارد. در نگارش و استفاده از این کلمه، توجه به موارد زیر مفید است:

  1. نقطه‌گذاری: اگر "بزه" در انتهای جمله قرار گیرد، باید پس از آن نقطه‌گذاری مناسب صورت گیرد. به عنوان مثال: "بزه‌های اجتماعی باید شناسایی و مورد بررسی قرار گیرند."

  2. استفاده صحیح: هنگام استفاده از "بزه" باید توجه شود که در متون حقوقی و قضائی این کلمه به طور خاص معانی خاصی دارد که از بار معنایی و قانونی برخوردار است.

  3. معنی و سیاق: باید دقت شود که کلمه در سیاق مناسب خود قرار گیرد. به عنوان مثال، "بزهکاری" به معنای انجام بزه است و باید در موارد مناسب استفاده شود.

  4. ترکیب‌ها: این کلمه معمولاً با کلمات دیگر ترکیب می‌شود، مثلاً "بزهکار"، "بزهکاری"، و "بزه‌زدایی". توجه به دقت در این ترکیبات می‌تواند معانی دقیق‌تری را القا کند.

  5. استفاده در جملات: مثلاً "بزه ممکن است عواقب قانونی سنگینی داشته باشد." این جمله نشان می‌دهد که بزه نه تنها یک عمل است بلکه می‌تواند پیامدهای جدی را در پی داشته باشد.

در نهایت، در نوشتار خود سعی کنید از کلمه "بزه" به هیچ وجه در زمینه‌های نامناسب یا غیررسمی استفاده نکنید، چرا که این کلمه بار حقوقی دارد و باید با احتیاط به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بزه" در جمله آورده شده است:

  1. او به دلیل بزهکاری‌های مکرر خود به زندان افتاد.
  2. بزه‌های اجتماعی می‌توانند تأثیرات منفی زیادی بر روی خانواده و جامعه داشته باشند.
  3. معلم درباره عوامل مختلفی که می‌توانند به بزه در نوجوانان منجر شوند، بحث کرد.
  4. جلوگیری از بزه‌کاری یکی از چالش‌های مهم در حوزه اجتماعی است.
  5. تحقیقات نشان می‌دهد که بزه در جوانان معمولاً به دلایل اقتصادی و خانوادگی بوجود می‌آید.

اگر به جملات بیشتری یا توضیحات بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: جنایت، جرم، تبه کاری، تقصیر، تخطی از قانون، حمله، توهین، اهانت، تجاوز، شرارت، بدکاری، معصیت، حرج، عیب، مجرمیت، بدکرداری، خلاف، سوء عمل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری