پخچیدن
licenseمعنی کلمه پخچیدن
معنی واژه پخچیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) ‹پخچودن، پخشیدن› [قدیمی]
مختصات:
(پَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
669
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to cook
ترکی
pişirmek
فرانسوی
cuisiner
آلمانی
kochen
اسپانیایی
cocinar
ایتالیایی
cucinare
عربی
طبخ | طها , تلاعب , وقع في ورطة , لطهي الطعام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پخچیدن" (یا به صورت صحیحتر "پخشیدن") به معنای پخش کردن، تقسیم کردن یا گسترش دادن است. در زبان فارسی، برای صحیح نگارش و کاربرد این کلمه و شکلهای مختلف آن، باید به قواعد زیر توجه کرد:
-
نویسش صحیح: کلمه "پخشیدن" صحیحترین شکل نگارش این فعل است. "پخچیدن" اشتباه است.
-
صرف فعل: این فعل دارای تصریفهای مختلفی است که بسته به زمان، شخص و تعداد تغییر میکند. بهعنوان مثال:
- زمان حال: من پخش میکنم، تو پخش میکنی، او پخش میکند.
- زمان گذشته: من پخش کردم، تو پخش کردی، او پخش کرد.
- زمان آینده: من پخش خواهم کرد.
-
به کار بردن قیدها و صفات: این فعل میتواند با قیدهای مختلفی به کار رود. مثلاً: "او کتابها را به آرامی پخش کرد."
-
توجه به ساختار جملات: هنگام استفاده از این فعل، ساختار جمله باید به گونهای باشد که معنی واضح و روشنی ایجاد کند. مثلاً:
- "او اخبار را در گروههای تلگرامی پخش کرد."
- "این فیلم به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد."
- جملات تعجبی و سوالی: میتوانید از این کلمه در جملات تعجبی و سوالی نیز استفاده کنید. مثلاً:
- "چقدر سریع اخبار پخش شد!"
- "آیا میتوانی این آهنگ را در پارتی پخش کنی؟"
با رعایت این نکات، میتوان به خوبی از کلمه "پخشیدن" در نوشتهها و گفتگوها استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی که غذا در دما بالا پخته میشود، ممکن است بیفتد و درون قابلمه پخچیده شود.
- در حین پختن برنج، اگر آب کافی اضافه نشود، برنج ممکن است پخچیده شود و خراب گردد.
- بعد از چند ساعت که خورش در حرارت ملایم پخته میشود، عطر و طعم آن به خوبی پخچیده خواهد شد.
