پراکندن
licenseمعنی کلمه پراکندن
معنی واژه پراکندن
parākandan
transmit
|
پراکندن
مترادف:
1- تارومار كردن، متفرق كردن
2- انتشار، نشر
3- پخش كردن، شايع كردن
4- گستردن، منتشر كردن
5- افشاندن، نثار كردن
6- بههمريختن،
متضاد:
جمع كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹پراگندن، پراکنیدن›
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
327
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
transmit | broadcast , scatter
ترکی
dağılım
فرانسوی
dispersion
آلمانی
streuen
اسپانیایی
dispersión
ایتالیایی
spargere
عربی
نقل | بث , أرسل , أذاع , سلم , إرسال
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پراکندن" در زبان فارسی به معنای پخش کردن، منتشر کردن یا توزیع کردن استفاده میشود. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
صرف فعل: "پراکندن" یک فعل است و به تناسب فاعل و زمان، صرف میشود. به عنوان مثال:
- من پراکنده میکنم (حال)
- او پراکنده کرد (گذشته)
-
اسم و صفت مرتبط: اسم مرتبط با این فعل "پراکنده" است که میتواند به عنوان صفت یا اسم به کار رود. مثلاً:
- اخبار پراکنده
- افرادی پراکنده
-
حالتهای مختلف: "پراکندن" میتواند در جملات مختلف به اشکال مختلف به کار رود؛ مثلاً:
- ما باید این اطلاعات را پراکنده کنیم.
- او اخبار را پراکنده کرد.
-
نکات نگارشی: در نوشتار، به یاد داشته باشید که فعل باید با فاعل خود همخوانی داشته باشد و رعایت قواعد نعت و نواس را فراموش نکنید.
- استفاده درست: در متون علمی یا ادبی، از کلمه "پراکندن" برای بیان انتشارات یا توزیع اطلاعات استفاده میشود.
به طور کلی، استفاده صحیح از کلمه "پراکندن" و دیگر مشتقات آن، بخشی از مهارت نوشتاری و گفتاری در زبان فارسی را شامل میشود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- باد شدید برگها را در سراسر پارک پراکند و مناظر زیبایی را ایجاد کرد.
- معلم تلاش کرد تا اطلاعات را به درستی پراکند و به همه دانشآموزان کمک کند.
- درختان میوه در فصل پائیز میوههای خود را پراکند و زمین را پوشانیدند.
