شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tāru
taro  |

تارو

معنی: تارو. (اِ) کنه باشد که بر گاو و دیگر حیوانات چسبد. (جهانگیری ). کنه باشد و آن جانوری است که بر شتر و گاو و گوسفند و امثال آن چسبد و خون ایشان را بمکد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). در جهانگیری به معنی کنه که به عربی «قراد» گویند و آن جانوری است که خون چارپایان مکد. (فرهنگ رشیدی ). نوعی از آنها مردم را بگزد و بکشد و در اغلب بلاد و طویله های کثیف بهم میرسد، خاصه در منزل میانه براه آذرآبادگان که سم او مهلک است و مرا گزیده و بهزار مرارت بهبود یافتم . (انجمن آرا) (آنندراج ). طبیعیین گفته اند که او بمرگ خود نمیرد چنانکه درکتاب حیوةالحیوان بنظر رسیده ، اما درباب نون نیز آورده اند ظاهراً «نارو» بنون اصح است . (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). «نارو» بنون اصح است و در اکثر فرهنگها نیز چنین است . (از فرهنگ رشیدی ). آنرا در آن شهر [ میانه ] مله گویند همانا مخفّف قمله است . (انجمن آرا) (آنندراج ). محمد معین در حاشیه ٔ برهان قاطع آرد: مصحف «نارد» است . رجوع به نارد و کنه شود.
... ادامه
402 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی)
مختصات: (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: tAru
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 607
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
taro
ترکی
taro
فرانسوی
taro
آلمانی
taro
اسپانیایی
taro
ایتالیایی
taro
عربی
القلقاس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تارو" در زبان فارسی می‌تواند به چند معنا و کاربرد مختلف اشاره داشته باشد. این کلمه معمولاً به صورت "تار" یا "تار و پود" در ادبیات و شعر فارسی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادامه، قواعد نگارشی و نحوه استفاده از کلمه "تارو" را بررسی می‌کنیم:

  1. معنا و استفاده:

    • "تارو" به معنای تار، رشته یا بخشی از بافت، مخصوصاً در مواردی که به شکل بافت یا ساز و کار غزلی یا ادبی به کار می‌رود.
    • در بعضی مواقع، "تار" به عنوان بخشی از سازهای موسیقی، مانند تار، نیز اشاره دارد.
  2. نحوه نگارش:

    • کلمه "تارو" باید به صورت درست و با رعایت املای صحیح نوشته شود.
    • از لحاظ نگارشی، اگر کلمه "تارو" در متن موجود باشد، نیازی به استفاده از علامت‌های نگارشی اضافی نیست، مگر اینکه در جمله‌ای خاص قرار گیرد که نیاز به علامت‌گذاری باشد.
  3. نکات نگارشی:
    • اگر "تارو" به عنوان بخشی از عبارت یا جمله‌ای استفاده می‌شود، باید تناسب گرامری و ساختاری جمله حفظ شود.
    • در استفاده‌های شعری یا مجازی، به زیبایی و آهنگین بودن کلمات توجه شود.

مثال:

  • در جمله‌ای مثل "این تاروها در زندگی ما بافت شده‌اند"، "تارو" به معنای رشته‌های تشکیل‌دهنده بافت زندگی اشاره دارد.

این توصیه‌ها و موارد می‌توانند به نوشتن صحیح و زیبا با استفاده از کلمه "تارو" کمک کنند. اگر سوال خاصی درباره این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تارو" در جمله آورده‌ام:

  1. در باغ میوه، تاروهای زیادی وجود دارد که در فصل تابستان میوه‌های خوشمزه‌ای می‌دهند.
  2. شیفته هنر بافتن تارو بود و هر روز ساعت‌ها به این کار مشغول می‌شد.
  3. تارو یکی از گیاهان مورد علاقه باغبانان است زیرا به سرعت رشد می‌کند و فضایی زیبایی ایجاد می‌کند.
  4. بسیاری از مردم در روستا برای تهیه غذا از تارو استفاده می‌کنند، چرا که آن‌ را به عنوان منبعی غذایی و ارزشمند می‌شناسند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا موضوع خاصی در نظر دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری