جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تخت روان . [ ت َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چالدران بخش سیه چشمه در شهرستان ماکو است که در هشت هزارگزی باختر سیه چشمه و سه هزارگزی باختر شوسه ٔ سیه چشمه به کلیساکندی قرار دارد. دامنه ای است سردسیر و 79تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه ارابه رو دارد. از راه ارابه رو زیوه بالا، به سعدل اتومبیل می توان برد. این ده از دو محل تشکیل یافته که پانصد گز با یکدیگر فاصله دارند و به تخت روان بالا و تخت روان پایین مشهورند و سکنه ٔ تخت روان پایین 43 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). stretcher, litter, palanquin, bier, palankeen, ski lift, smooth bed نقالة، إطار، أسلاك شمسية، نطاق، الطوبة المجانبة، المديدة العارضة الممتدة، موسع، الموسعة أداة لتوسيع الحذاء برانکار، بسط یابنده، کجاوه، زایمان، محمل، ریخته و پاشیده، اشغال، پالکی، مقبره، مزار، جسد، لاشه، جای گذاردن تابوت در قبر، تلسکی
کلمه "تخت روان" به طور کلی به دو کلمه "تخت" و "روان" تقسیم میشود. این ترکیب به معنای تختی است که قابلیت تحرک دارد. در نوشتن این کلمه، نکات زیر باید رعایت شود:
فاصلهگذاری: این کلمه معمولاً به صورت جدا نوشته میشود؛ یعنی "تخت روان" و نه "تختروان".
نقطهگذاری: در متون رسمی و ادبی، از نقطهگذاری مناسب استفاده شود. بهعنوان مثال:
او بر روی تخت روان خوابیده بود.
این تخت روان بسیار راحت است.
تطابق با قوانین نگارش»: در فارسی، رعایت قوانین نگارشی از جمله استفاده صحیح از ویرگول، نقطه و حروف اضافه در جملات نیز مورد توجه قرار گیرد.
استفاده صحیح: "تخت روان" معمولاً در متون توصیفی و یا فنی، برای اشاره به نوع خاصی از تخت که قابلیت جابجایی و تحرک دارد، به کار میرود.
در کل، برای نوشتن "تخت روان"، مانند هر ترکیب دیگر در زبان فارسی، توجه به این نکات نگارشی و دستوری از اهمیت بالایی برخوردار است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در پارک زیبا، یک تخت روان با رنگهای شاد طراحی شده بود که همه بچهها به آن علاقه داشتند.
تخت روانی که در اتاق نشیمن قرار داشت، تبدیل به جایی آرام برای خواندن کتاب شد.
بعد از یک روز طولانی، نشستن روی تخت روان و تماشای غروب خورشید حس آرامش فوقالعادهای به من میدهد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: برانکار، بسط یابنده، کجاوه، زایمان، محمل، ریخته و پاشیده، اشغال، پالکی، مقبره، مزار، جسد، لاشه، جای گذاردن تابوت در قبر، تلسکی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر