شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

wetness  |

تری

معنی: تری . [ ت َ / ت َرْ ری ] (حامص )رطوبت را گویند. (برهان ) (انجمن آرا). رطوبت و بلت .(ناظم الاطباء). مقابل خشکی . (آنندراج ) :
نخستین که آتش ز جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وز آن پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود.
فردوسی .
این را که همی بینی از گرمی و سردی
از تری و خشکی و ضعیفی و توان را.
ناصرخسرو.
می بکار آید هر چیز بجای خویش
تری از آب وشخودن ز شخار آید.
ناصرخسرو.
هر گاه که دماغ گرم شود تریها را به خویشتن کشد... بدین دو وجه تریها فزونی اندر دماغ بسیار گردد... هر تری که بدو رسد سطبر گردد و بفسرد... حرکت فزونی به دماغ رسد و رطوبتها که در وی باشد بجنباند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). مزاج مردم ... تا روزگار رسیدگی گرم و تر باشد و از نزدیک سالهای رسیدگی تری کمتر می شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). اندر روزگار کودکی به سبب بسیاری تری آن گرمی چندانکه هست ننماید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
سخای ابر چون بگشاید از بند
به صد تری فشاند قطره ای چند.
نظامی .
ز تری یکی نیمه جنبش پذیر
ز خشکی دگر نیمه آرام گیر.
نظامی .
به تری و خشکی رساند قیاس .
نظامی .
|| تازگی و طراوت . (ناظم الاطباء). ظرافت . (غیاث اللغات ). لطافت :
تن خنگ بید ارچه باشد سپید
به تری و نرمی نباشد چو بید.
رودکی .
از دلاویزی و تری چون غزلهای شهید
وزغم انجامی و خوشی چون ترانه ٔ بوطلب .
فرخی .
همو به نرمی باد و همو به تری آب
همو به جستن آتش همو به هنگ تراب
(از لغت نامه ٔ اسدی بی نام شاعر).
چه عجب زانکه تری لب و گل
از لعاب سحاب دیدستند.
خاقانی .
ز تری که می رفت رود ورباب
هوس را همی برد چون رود آب .
نظامی .
برانگیخت آوازی از خشک رود
که از تری آرد فلک را فرود.
نظامی .
بدین تری که داردطبع مهتاب
نیارد ریختن بر دست من آب .
نظامی .
|| بیدماغی و ناخوشی و درشتی و آزردگی . (غیاث اللغات ). کنایه از درشتی و سختی و بی دماغی و ناخوشی . (آنندراج ) :
ز تحریک ابرطرب پروری
فتاده هوا در طلسم تری
قرابه سخن سرسری می کند
قدح گر بخندد تری می کند.
ملاطغرا (ازآنندراج ).
تلخی عالم ناساز شراب است مرا
تری بدگهران عالم آب است مرا.
صائب (ایضاً).
سر برنیاورم ز تری روز بازخواست
از بس که دیده ام تری از آسمان خشک .
صائب (ایضاً).
با تری های حسودان چرب و نرمی می کنم
جامه ٔ مومی بود آسیب باران را علاج .
محمد سعید اشرف (ایضاً).
از تری های جهان است مکدردل ما
همچو آیینه که از نم ز صفا می افتد.
محمد سعید اشرف (ایضاً).
دل بی حوصله را تاب ظرافت نبود
از تری داغ شود آینه کز فولاد است .
میراللهی همدانی (ایضاً).
... ادامه
725 | 0
مترادف: 1- تازگي، رطوبت، طراوت
متضاد: خشكي، پژمردگي، پلاسيدگي 1- طراوت، شادابي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: tari
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 610
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
wetness | wet , humidity , terry
ترکی
terry
فرانسوی
terry
آلمانی
terry
اسپانیایی
terry
ایتالیایی
terry
عربی
الرطوبة | رطوبة , بلل , شىء بليل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تری" در زبان فارسی به عنوان یکی از قیدها و صفت‌های مرتبط با صفت قابلیت رطوبت یا خیس بودن به کار می‌رود. به طور خاص، "تری" به معنای وجود رطوبت در یک شیء یا موجودیت است. قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه عبارتند از:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "تری" با یک "ت" و "ر" و "ی" نوشته می‌شود و توجه به املای درست آن اهمیت دارد.

  2. مقطع زبانی: "تری" غالباً به عنوان صفت مقایسه‌ای به کار می‌رود. به عنوان مثال: "این میوه از آن میوه تَر است"، که نشان‌دهنده‌ی مقایسه بین دو چیز است.

  3. توجه به کاربرد: در مواقعی که از کلمه "تری" به عنوان صفت استفاده می‌کنید، توجه داشته باشید که باید با اسم معین یا نکره‌ای که مورد اشاره است، متناسب باشد. مثلاً: "تری زمین" یا "تری هوای بهاری".

  4. استفاده در ترکیبات: "تری" می‌تواند در ترکیب با کلمات دیگر نیز به کار رود. به عنوان مثال: "کم‌تری" (مخفف کم و تری) برای بیان کمتر بودن رطوبت در مقایسه با یک مورد دیگر.

  5. زیبایی‌شناسی نگارشی: در نوشتارهای ادبی، می‌توانید از "تری" برای توصیف حالات و ویژگی‌های عاطفی یا طبیعی استفاده کنید. مثلاً: "چهره‌اش با تری شبنم صبح گویی زنده شده بود."

توجه به این نکات می‌تواند به بهبود نگارش و استفاده صحیح از کلمه "تری" کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تری" در جملات آورده شده است:

  1. وقتی باران می‌بارید، زمین تری شد و بوی خاک خیس در فضا پخش گردید.
  2. او بعد از شنا در دریا، با یک حوله به خشک کردن موهای تری خود پرداخت.
  3. گیاهان به آب نیاز دارند تا از تری خاک بهره‌مند شوند و بتوانند رشد کنند.
  4. در فصل بهار، تری چمن‌ها و گل‌ها حس زنده بودن را القا می‌کند.
  5. بهتر است قبل از راه رفتن بر روی زمین تری، احتیاط کنید تا لیز نخورید.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: نمداری، نم، مقدار رطوبت هوا، تر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری