جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تعمیر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بنای شکسته یا جز آن را مرمت کردن : ویرانه را چه فرش به ازنور آفتاب تعمیر دل بساغر چون آفتاب کن . صائب (از آنندراج ). خضر وقتی گو که تعمیر خراب ما کند زان که گنجی هست پنهان در ته دیوار ما. نظیری (ایضاً). و رجوع به تعمیر و ماده ٔ بعد شود. 1- آباد كردن، ساختن، عمارت كردن تخريب كردن
1- مرمت كردن
2- بازسازي كردن، درست كردن repair, fix, refit, remake, mend, restore, patch, refashion, rehash, remedy, remodel, renovate, service, tinker, vamp, to repair جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، عازم شدن، درست کردن، محکم کردن، ثابت شدن، نصب کردن، ثابت ماندن، دوباره اماده کار کردن، رفو کردن، بهبودی یافتن، شفاء دادن، اعاده کردن، پس دادن، ترمیم کردن، مسترد داشتن، بحال اول بر گرداندن، وصله کردن، وصله دوزی کردن، بهم جور کردن، دست کاری کردن، درمان کردن، اصلاح کردن، عوض کردن، تغییر وضع دادن، نو کردن، تجدید کردن، باز نوساختن، از سر گرفتن، سرویس کردن، روبراه ساختن، ماشینیراتعمیر وروغن کاری کردن، سرهم بندی کردن، بند زدن، قدم زدن، تمهید کردن، گام زدن بر روی
کلمه "تعمیر کردن" به معنای اصلاح، بازسازی یا درست کردن چیزی است که خراب شده یا کارایی خود را از دست داده است. برای استفاده صحیح از این ترکیب، بایستی به چند نکته نگارشی و قواعد مشابه توجه داشت:
نوشتن صحیح: ترکیب "تعمیر کردن" به صورت جدا نوشته میشود. واژه "تعمیر" به عنوان اسم و "کردن" به عنوان فعل به کار میرود.
فعل مرکب: "تعمیر کردن" یک فعل مرکب است و میتواند در جملات مختلف به کار رود. مثال: "او باید ماشین را تعمیر کند."
فعل مضارع: در صورت استفاده از زمان حال، معمولاً فعل "کردن" به شکل مضارع صرف میشود. مثال: "من ماشین را تعمیر میکنم."
زبان رسمی و غیررسمی: در زبان رسمی و متون ادبی، بهتر است از این ترکیب به صورت دقیق و کامل استفاده شود. در زبان محاورهای، ممکن است به اختصار یا شکلهای غیررسمی بگویند "تعمیرش کن".
ضمائر و سایر ساختها: این کلمه میتواند با ضمایر، نامها و مفعولها ترکیب شود. مثال: "شما باید این وسیله را تعمیر کنید."
توجه به این نکات به شما کمک میکند تا از کلمه "تعمیر کردن" به طور صحیح و مناسب استفاده کنید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: جبران کردن، دوباره دایر کردن، مرمت کردن، عازم شدن، درست کردن، محکم کردن، ثابت شدن، نصب کردن، ثابت ماندن، دوباره اماده کار کردن، رفو کردن، بهبودی یافتن، شفاء دادن، اعاده کردن، پس دادن، ترمیم کردن، مسترد داشتن، بحال اول بر گرداندن، وصله کردن، وصله دوزی کردن، بهم جور کردن، دست کاری کردن، درمان کردن، اصلاح کردن، عوض کردن، تغییر وضع دادن، نو کردن، تجدید کردن، باز نوساختن، از سر گرفتن، سرویس کردن، روبراه ساختن، ماشینیراتعمیر وروغن کاری کردن، سرهم بندی کردن، بند زدن، قدم زدن، تمهید کردن، گام زدن بر روی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر