جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تفته . [ ت َ ت َ / ت ِ] (ن مف ) گرم باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 488) (اوبهی ). بمعنی بسیار گرم شده باشد. (برهان ) (آنندراج ). سخت گرم شده . (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث اللغات ). بسیار گرم شده و تافته ... و گداخته شده . (ناظم الاطباء). اسم مفعول از تفتن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : با کام خشک و با جگر تفته درگذر اکنون که در سراسر این سبز گلستان . (منسوب به رودکی ). زواره بیامد به نزدیک اوی فرامرز را دید تفته دو روی . فردوسی . دایم ز دم سرد و آتش دل چون کوره تفته بود دهانم . مسعودسعد. پُرنیازی را که هم دل تفته بینی هم جگر شرب عزلت هم تباشیرش دهد هم ناردان . خاقانی . به دست آهن تفته کردن خمیر به از دست برسینه پیش امیر. سعدی . یکی دید صحرای محشر بخواب مس تفته روی زمین زآفتاب . سعدی . || مخفف تافته هم هست که آزرده و کوفته شده و مکدر باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). تافته و تفسیده . (شرفنامه ٔ منیری ) : بیدار چون نشست بر خفته خفته ز عیب خویش شود تفته . ناصرخسرو. دل تافته ، کو زمن تفته بود بجاسوسی آسمان رفته بود. نظامی . اگرچه زره تافتن تفته بود رهی رفت کان راه نارفته بود. نظامی . || (اِ) پرده ٔ عنکبوت . (فرهنگ جهانگیری ) (اوبهی ) (الفاظ الادویه ). تار عنکبوت . (ناظم الاطباء). تنیده ٔ عنکبوت : عشق او عنکبوت را ماند بتنیده ست تفته ،گردِ دلم . رشیدی (ازفرهنگ جهانگیری ).
|| نام گیاهی است که خوردن بیخ آن جنون آورد. (برهان ) (آنندراج ).ریشه ٔ دوایی که لفاح نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به تفت و لفاح شود. 1-اسم
2- تافته، داغ، سوزان، گداخته
3- تبدار
4- آزرده، مكدر، ملول
5- برافروخته
6- تار عنكبوت، پردهعنكبوت hot, red-hot, roast حار، ساخن، جديد، حامي، حام، حريف، متحمس، متبل، دافئ، طازج، لاذع، محب للجنس haşlamak rôti braten asar arrosto گرم، تند، پر حرارت، حاد، تاب امده، عصبانی، تازه
کلمه "تفته" در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار میرود، از جمله به معنای داغ و گرم و همچنین به معنای سخت و محکم. برای نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت برخی نکات نگارشی و قواعد زبان فارسی اهمیت دارد:
تلفظ درست: کلمه "تفته" باید به صورت صحیح تلفظ شود. معمولاً به صورت "تَفْته" تلفظ میشود.
استفاده در جملات: در مواقعی که از این کلمه استفاده میکنید، باید به معنای مورد نظر دقت کنید. به عنوان مثال: "نان تازه در تنور، تفته و خوشمزه است." یا "سختی کار، ذهن مرا تفته کرده است."
نکات نگارشی:
برای نوشتن این کلمه باید املای آن دقیقاً رعایت شود.
اگر "تفته" به عنوان صفت به کار میرود، باید با اسم مناسب جفت شود. مثلاً: "آتش تفته" یا "زغال تفته".
کلمات همخانواده: ممکن است بخواهید از کلمات همخانواده استفاده کنید. مانند "تفت" که به معنای گرم کردن است.
جملات توضیحی: اگر نیاز به توضیح بیشتر داشتید، میتوانید از جملات توصیفی استفاده کنید. مثلاً: "تفته به عنوان صفتی برای توصیف چیزهایی که به شدت گرم یا سخت هستند، به کار میرود."
با رعایت این نکات میتوان به درستی از کلمه "تفته" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "تفته" در جمله آورده شده است:
او صبحانهاش را با نان تُفتِه و پنیر خورد.
بوی تفتۀ خوشمزه از سرخکردن سیبزمینی در آشپزخانه پیچیده بود.
مادر همیشه میگوید که برای تهیه خورش، باید پیاز را خوب تفتۀ کنید تا عطر آن بیشتر شود.
در تعطیلات آخر هفته، تصمیم داریم مرغ را با ادویه و رب، تفتۀ کنیم تا طعم بهتری بگیرد.
من عاشق تفتۀ بادام و پسته برای آجیل شب عید هستم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سؤالی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!