جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تیزهوش . (ص مرکب ) تیزهش . هوشیار. هوشمند. تیزویر. باهوش . (فرهنگ فارسی معین ) : بشد با بنه اشکش تیزهوش که دارد سپه را به هر جای گوش . فردوسی . نکوروی آزاده ٔ تیزهوش ورا نام شهروی گوهرفروش . فردوسی . از آن نامداران بسیارتوش یکی بود بینادل و تیزهوش . فردوسی . خبردار و برنادل و تیزهوش همش دیده بان چشم و جاسوس گوش . اسدی . حیلش را شناخت نتواند جز کسی تیزهوش و روشن ویر. ناصرخسرو. در دانش تیزهوش برجیسم در جنبش کندسیر کیوانم . مسعودسعد. گرفتم سر تیزهوشان منم شهنشاه گوهرفروشان منم . نظامی . از آن نکته ها مردم تیزهوش پر از لعل و پیروزه کردند گوش . نظامی . سکندر بدان روی بسته سروش چنین گفت کای هاتف تیزهوش . نظامی . این حکایت یاد گیر ای تیزهوش صورتش بگذار و معنی را نیوش . مولوی . چنین گفت بیننده ٔتیزهوش چو سر سخن درنیابی خموش . سعدی (بوستان ). تبسم کنان گفتش ای تیزهوش اصم به که گفتار باطل نیوش . سعدی (بوستان ). دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش . حافظ. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود. تندهوش، تيزراي، زيرك، سريعالانتقال، عاقل، متفطن، متيقظ، هوشمند، هوشيار كندهوش witted, perspicacious, fly, brisk, lynx-eyed, quick-witted, sharp-witted, clever ذكي akıllı intelligent clever inteligente intelligente تیز هوش، زیرک، بینا، چابک و زرنگ، سریع، تند، سرزنده و بشاش، سرزنده، با روح، چابک، تیز بین، باکله، تیز فهم، هوشیار
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر