جریحه دار کردن
licenseمعنی کلمه جریحه دار کردن
معنی واژه جریحه دار کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
705
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
harrow | hurt , raw , to injure
عربی
مسلفة | سلب , ضايق , عذب , نهب , غضب
