جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جگن . [ ج َ گ َ ] (اِ) گیاهی است باطلاقی که در صنعت کاغذسازی بکار آید. نباتی است که در آب روید و بوریا کنند. و آنرا در مازندران گرز گویند و پنبه ٔ آنرا لوئی نامند. (یادداشت مؤلف ). گیاهان تیره ٔ جگن ها همه در زمین های باطلاقی میروید و ساقه های آنها سه گوشه وبرگهای آنها در سه ردیف بر روی ساقه قرار دارند. غلاف برگهای آنها مانند گندمیان شکاف ندارد. خامه ٔ تخمدان آنها نیز سه شاخه است . انواع مهم این تیره عبارتنداز: جگن و پاپیروس و غیره . نی بوریا اگر چه ساقه ٔگرد دارد ولی نزدیک بآنهاست . (گیاه شناسی گل گلاب ص 297). نوعی پارچه . جکن . رجوع به جکن شود : جگن را طلب کرد از افتکون که رنگین و باجاه آمد برون . نظام قاری (دیوان ص 181). در گلستان شمیم کلی و جگن دلم در جیب و آستین صبا و شمال یافت . نظام قاری (دیوان ص 51). - امثال : مگر سر دنیا را با جگن پوشانده اند ؛ قوانینی و شرع و مقرراتی هست . sedge, junk, wattle, bulrush, jagan البردي jagan jagan jagan jagan jagan زنبق زرد، علف بلند، سعد کوفی، جنس اوراق و شکسته، نی، اشغال، قایق ته پهن چینی، ترکه برای ساختن سبد، ترکه، چپر، بوریا، پیزر
کلمه «جگن» در زبان فارسی به معنای بهوجود آوردن یا ایجاد کردن است و معمولاً به صورت «جگن زدن» (برای ایجاد صدا یا حرکتی) به کار میرود. اما توجه داشته باشید که این کلمه بهندرت در متون رسمی دیده میشود و بیشتر در زبان محاورهای یا شاعری کاربرد دارد. در نوشتار رسمی و ادبی، بهتر است از کلمات رسمیتر و دقیقتری استفاده شود.
در نوشتن این کلمه، رعایت چند نکته نگارشی ضروری است:
استفاده صحیح از حروف: اطمینان حاصل کنید که حروف به درستی و بدون اشتباه تایپی نوشته شوند.
جایگاه کلمه: بسته به نوع جمله، کلمه «جگن» باید در جای مناسبی قرار گیرد. معمولاً به عنوان فعل یا اسم در جملات به کار میرود.
همخوانی با سایر کلمات: توجه داشته باشید که کلمه باید با دیگر اجزای جمله همخوانی داشته باشد.
نشانههای نگارشی: در صورت نیاز، از نشانههای نگارشی مانند ویرگول یا نقطه در جملات استفاده کنید.
برای مثال:
«آنها تصمیم گرفتند که جگن بزنند و پروژه جدیدی آغاز کنند.»
اگر سوال یا نکته خاصتری مد نظر دارید، لطفاً بفرمایید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "جگن" در جملات آورده شده است:
وقتی که خندهام را کنترل نکردم، همه شروع به جگن زدن کردند.
بچهها با شوخیهایشان در پارک به هم جگن میزدند.
در نشست دوستانهمان، موضوعات جالبی برای جگن زدن پیدا کردیم.
او همیشه با ناز و شوخی روش خاصی برای جگن زدن دارد.
به خاطر یادآوری خاطرات قدیمی، همه به هم جگن زدند و خندیدند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظرتان است، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: زنبق زرد، علف بلند، سعد کوفی، جنس اوراق و شکسته، نی، اشغال، قایق ته پهن چینی، ترکه برای ساختن سبد، ترکه، چپر، بوریا، پیزر