جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: جلاجل . [ ج َ ج ِ ] (ع اِ)ج ِ جُلجُل . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). زنگوله های خرد که بر چرم دوزند و در گردن اسب و شتر و گاو اندازند و در بهارعجم آمده که جلاجل چیزی است قرص شکل (مدور) که از روی سازند و مطربان آنرا در دایره های خود تعبیه نمایند و گاه جدا از دایره استعمال سازند دروسط آن حباب طوری کنند و مراد از زنگهایی هم باشد که پیکان در کمر بندند و رسم است که از این طایفه گاه گاه چندی مجتمع شده و به جهت استعمال بر یک جا بجهندیا بحرکت دوری بدوند و در آنحالت زنگ اینها صدا می کند. (آنندراج ). چیزی باشد مانند سینه بند که در آن زنگها و جرسها نصب کنند. (یادداشت مؤلف ) : بگوش من رسید آواز خلخال چو آواز جلاجل از جلاجل . منوچهری . همای عدل تو چون پر و بال باز کند تذرو دانه برون آرد از جلاجل باز. سوزنی . هر که از جلاجل و جرس آواز می شنید در وهم نفخ صور همی شد مصورش . خاقانی . ستاره بین که فلک را جلاجل کمر است که بر کمرگه گردون جلاجل است صواب . خاقانی . هارون صدر اوست فلک زآنکه انجمنش هرشب جلاجل کمر است از زرسنی ش . خاقانی (دیوان ص 23). صبح هارون صفت چو بست کمر مرغ نالید چون جلاجل زر. نظامی . زان جلاجل که در دم آوردند رقص در جمله عالم آوردند. نظامی . شب بپاس تو هندویی است سیاه بسته بر گرد خود جلاجل ماه . نظامی . جلاجل زنان گفت هارون شاه که شه تاجور باد و دشمن تباه . نظامی . جلاجل زنان از نواهای زنگ برآورده خون از دل خاره سنگ . نظامی . بهار عشرتم پژمرده چندان بی گل رویت که چون برگ خزان میریزد از دفها جلاجل هم . رائج (از آنندراج ). || جلاجل نفس ؛ آنچه در نفس خلجان کند. (از اقرب الموارد) . jalajal jalajal celal jalajal jalajal jalajal jalajal
کلمه "جلاجل" به زبان فارسی به معنای "درون" یا "داخل" است و به صورت عامیانه و محاورهای بهکار میرود. این کلمه معمولاً در محاورات و متون غیررسمی استفاده میشود و در زبان معیار رسمی کمتر استفاده میشود.
قواعد نگارشی و موارد مهم درباره استفاده از این کلمه عبارتند از:
نحوه نگارش: کلمه "جلاجل" به این شکل و با این تلفظ نوشته میشود. از نگارشهای غیررسمی یا اشتباه مثل "داخل" استفاده نکنید مگر در Contextهای خاص.
فضای استفاده: این کلمه بیشتر در محاورهها و متون غیررسمی کاربرد دارد به همین دلیل بهتر است در نوشتارهای رسمی و علمی از واژههای استاندارد و رسمیتر مانند "داخل"، "درون" و "در" استفاده شود.
نحوه تلفظ: توجه به تلفظ صحیح این کلمه در برابر دیگر واژهها مهم است. در برخی مناطق، ممکن است تلفظ آن کمی متفاوت باشد.
اجتناب از استفاده زیاد: مانند هر واژهای، استفاده بیش از حد از "جلاجل" میتواند موجب سادگی متن شود. در نوشتار بهتر است تنوع کلمات را حفظ کنید.
پیشینه فرهنگی: این کلمه در برخی لهجهها و گویشهای ایرانی به کار میرود و نشاندهنده تنوع زبانی در کشور است.
در نهایت، انتخاب کلمات بر اساس نوع نوشتار (رسمی یا غیررسمی) و مخاطب بسیار اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
جلاجل این جاده، درختان بلند و زیبا قد کشیدهاند و منظرهای دلنشین خلق کردهاند.
بچهها در جلاجل باغ بازی میکنند و صدای خندهشان فضای دلپذیری را ایجاد کرده است.
مراسم عروسی در جلاجل خانهای بزرگ و با شکوه برگزار شد و همه افراد خانواده در آن حضور داشتند.