جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
limit|extent , bound , measure , margin , deal , border , quantity , end , abutment , confine , period , precinct , provenance , tract , mark
ترکی
sınır
فرانسوی
limite
آلمانی
grenze
اسپانیایی
límite
ایتالیایی
limite
عربی
حد|حدود , نهاية , بلا حدود , أمد , بلغ أقصاه , قصر , قيد , حدد , تخم حدود , نقص , اختصر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "حدی" در زبان فارسی میتواند بسته به نوع استفاده و ساختار جمله، معانی و کاربردهای متفاوتی داشته باشد. در زیر به چند نکته نگارشی و قواعد استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
نوع کلمه: "حدی" به عنوان یک صفت به کار میرود و معمولاً به معنای مربوط به حد یا محدودیت است. برای مثال: "حدی از دانش" یا "حدی از تجربه".
نحو و ساختار جمله: "حدی" میتواند به عنوان وصف برای اسم استفاده شود. مثلاً: "این کتاب دارای حدی از اطلاعات مفید است".
نوشتار و املاء: توجه به املای صحیح "حدی" الزامی است. این کلمه به صورت "حدی" نوشته میشود و نباید به اشتباه "حدیی" یا اشکال دیگر نوشته شود.
فاصلهگذاری: در مواردی که "حدی" در جملات ترکیبی یا جملات پیچیده به کار میرود، باید توجه کرد که فاصلهها و علائم نگارشی به درستی رعایت شوند.
معانی خاص: "حدی" ممکن است معانی خاصی نیز داشته باشد، برای مثال در ریاضیات یا فلسفه. در این موارد، بسته به زمینه، معانی و کاربردهای متفاوتی خواهد داشت.
به طور کلی، رعایت قواعد نگارشی و دقت در معانی و کاربردهای کلمه "حدی" میتواند به فهم بهتر جملات کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در این امتحان، انتظار دارم که دانشآموزان تا حدی نتیجهی خوبی بگیرند.
اگر در کار خود به حدی از مهارت برسید، میتوانید به راحتی شغل مناسبتان را پیدا کنید.
عشق میتواند در برخی از مواقع به حدی عمیق شود که فراموش کردن آن غیرممکن باشد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: حد، حدود، اندازه، پایان، وسعت، غایت، مقدار، حوزه، مد، کران، مرز، خیز، سرحد، جست و خیز، اقدام، مقیاس، میزان، پیمانه، حاشیه، لبه، تفاوت، کنار، بودجه احتیاطی، قدر، سودا، خط مرزی، کناره، کمیت، عدد، چندی، مبلغ، ختم، انتها، خاتمه، آخر، منظور، مجاورت، زمین همسایه، زمین سر حدی، طرف، محدوده، دوره، مدت، زمان، عصر، مرحله، مدتی، محوطه، بخش، منشاء، زادگاه، اصل، منبع، منطقه قدرت یا درک، رساله، مقاله، اثر، رشته، علامت، مارک، نشانه، نشان، نمره