جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آشیان . (اِ) آشیانه . خانه ٔ مرغ . لانه ٔ مرغ . مأوای طیر. آموت . کابک . کابوک . پدواز. تکند. عش ّ. وکر.وکنه . اُکنه . وقنه . موکن . فراش . موکنه : بدان هر عمود آشیانی بزرگ نشسته برو سبز مرغ سترگ . فردوسی . در آشیان چرخ دو مرغان زیرکند کاندر فضای ربع زمین دانه میخورند. ناصرخسرو. از شمس دین چه آید جز افتخار دین لابد که باز باز پراندز آشیان . سوزنی از صدهزار طفل که مویش چو زر بود سیمرغ زال را بسوی آشیان برد. عمادی شهریاری . مرغ دل از آشیانی دیگر است عقل و جان را سوی او آهنگ نیست . عطار. مرغ را پر می برد تا آشیان پرّ مردم همت است ای مردمان . مولوی . کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همی بَرَدش تا بسوی دانه و دام . سعدی . باز کز آشیان برون نپرد بر شکاری ظفر کجا یابد؟ ابن یمین . ای خسرو خسرونشان کردی جهان را آنچنان کز آمنی باز آشیان سازد کبوتر مستقر. ابن یمین . اگرچه ساعد شاهان بود نشیمن باز ولی بکام دل باز آشیان باشد. ابن یمین . || لانه ٔ زنبور. - مُنج آشیان ؛ زنبورخانه . || سوراخ مار : چیست از گفتار خوش بهتر که او مار را آرد برون از آشیان . خفاف . || لانه ٔ موش . || طبقه . مرتبه . آشکوب . || مجازاً، خانه : چون خانه ٔ بیگانه آشیان شد خو کرد در این بند زاولانه . ناصرخسرو. جنت آشیان و خلدآشیان تعبیری است که باحترام پیش از نام ِ درگذشته آرند. - مثل آشیان عقاب ؛ سخت رفیع (خانه و جز آن ). 1- آشيانه، لانه
2- كلبه، كومه
3- خانه، ماوا، مسكن
4- آموت the nest العش yuva le nid das nest el nido il nido
کلمه "آشیان" در زبان فارسی به معنای جایی است که پرندگان یا دیگر جانداران در آن زندگی یا لانهسازی میکنند. این واژه بهخصوص در شعر و ادبیات فارسی نیز معانی عمیقتری به خود میگیرد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نقطهگذاری: در جملاتی که از کلمه "آشیان" استفاده میشود، باید به قواعد نقطهگذاری دقت کرد. به عنوان مثال:
"پرندگان به آشیان بازگشتند."
"آشیان آنها در درختان بود."
تلفظ صحیح: "آشیان" به صورت "آشیان" تلفظ میشود و باید توجه داشت که این کلمه به صورت «آش» و «یان» به کار میرود.
معانی و استفادهها:
"آشیان" به معنای لانه یا مکان زندگی موجودات زنده است.
در اشعار و نثرهای ادبی، گاهی این کلمه به عنوان نمادی از آرامش و امنیت نیز استفاده میشود.
صرف و نحو: این کلمه یک اسم است و میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول و غیره استفاده شود.
مثال: "آشیانِ او زیباست." (فاعل)
مثال: "او به آشیان خود بازگشت." (مفعول)
ترکیبها و واژگان همخانواده: "آشیان" واژگان همخانوادهای دارد که میتوانند در متنهای مختلف به کار بروند. به عنوان مثال:
آشیانه (لانه یا مکان سکونت برای پرندگان)
استفاده در ادب فارسی: این کلمه در اشعار و ادبیات فارسی بسیار متداول است و شاعران زیادی به زیبایی آن پرداختهاند.
با توجه به این نکات، میتوان از "آشیان" در جملات مختلف بهطور صحیح استفاده کرد و از زیباییهای زبان فارسی بهرهمند شد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "آشیان" در جمله آورده شده است:
پرندهها در آشیان خود روی تخمهایشان نشستهاند و به مراقبت از آنها مشغول هستند.
پس از سالها سفر، او تصمیم گرفت که به آشیان خود بازگردد و زندگی جدیدی را شروع کند.
آشیان گنجشکها در بالای درخت مواجههای زیبا با آفتاب صبح دارد.
این کتاب داستانی را درباره یک آشیان گرم و امن نوشته است که خانوادهای در آن زندگی میکنند.
آشیانهای خالی در این منطقه نشان میدهد که فصل مهاجرت پرندگان به پایان رسیده است.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر