جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خور. (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش خور و بیابانک شهرستان نایین ، واقع در 220هزارگزی شمال خاوری نایین به مختصات جغرافیایی زیر: طول آن 55 درجه و 2 دقیقه و 30 ثانیه ٔ شرقی از نصف النهار گرینویچ و عرض 33 درجه و 47 دقیقه ٔ شمالی . ارتفاع آن از سطح دریا 921 متر. اگر ظهر تهران ساعت 12 باشد ظهر خور ساعت 12 و 13 دقیقه و 12 ثانیه می باشد. موقعیت طبیعی : جلگه و کویر و آب و هوای آن گرمسیری با821 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و خرما می باشد. شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی محلی کرباسبافی و لیف خرما بافی است . راه ماشین رو و دارای ادارات دولتی بخشداری و بهداری و آمار و پست و تلگراف و دارایی و دفتر ازدواج و طلاق و ژاندارمری و نماینده ٔ فرهنگ و دبستان دخترانه و پسرانه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10). 1- خليج، شاخاب، شاخابه
2- زمين پست قمر، ماه estuary, cove, bay, firth, gulf, inlet, eat مصب النهر yemek yemek manger essen comer mangiare مدخل، پناهگاه ساحلی دامنه کوه، آدم، خلیج کوچک، شخص، اسب کهر، کهیر، خندق، شعبه رود، خلیج، گرداب، جدایی، هر چیز بلعنده و فرو برنده، راه دخول، خوردن
کلمه "خور" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است و قواعد نگارشی آن بستگی به استفادهاش در جملات دارد. در زیر به برخی از نکات و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
معنی و کاربرد:
"خور" میتواند به معنای غذا، خوراک و یا نوعی خوراکی استفاده شود، مثلاً در عبارت «خور را بخورید».
در جغرافیا، "خور" به معنی خلیج یا دریاچهای باریک نیز به کار میرود، مانند «خورموسی» یا «خورهای بندر عباس».
نوشتار درست:
در صورتی که "خور" به عنوان اسم خاص یا عام به کار رود، باید به درستی با حروف صحیح نوشته شود و در صورتی که در ابتدای جمله قرار گیرد، حرف اول آن بزرگ نوشته شود.
نمونه: «خور شدم و از آن لذت بردم.»
نکات نگارشی:
در جملات، بهتر است از علائم نگارشی مانند ویرگول و نقطه درست استفاده کنید. به عنوان مثال: «من غذا خوردم، اما هنوز گرسنهام.»
در متون ادبی، میتوان از توصیفهای مناسب برای "خور" استفاده کرد تا مفاهیم و احساسات بهتری منتقل شود.
ترکیبات و عبارات:
"خور" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شده و عبارات گوناگونی بسازد؛ مثلاً «خوراک»، «خورشید» یا «خورش» که هر کدام به نوعی مفهوم خاص خود را دارند.
قواعد صرفی:
بسته به موقعیت کلمه در جمله، ممکن است به شکلهای مختلف صرف شود، به ویژه در جملات محاورهای یا ادبی.
با رعایت این موارد، میتوانید از کلمه "خور" به نحو احسن در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
خورشید در آسمان تابان و درخشان است و دنـیا را روشن میکند.
با شروع فصل بهار، گلها در باغ خورشید را به سمت خود میچرخانند.
در شبهای صاف، ستارهها کنار هم در آسمان مثل خورشید در وسط روز درخشان به نظر میرسند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مدخل، پناهگاه ساحلی دامنه کوه، آدم، خلیج کوچک، شخص، اسب کهر، کهیر، خندق، شعبه رود، خلیج، گرداب، جدایی، هر چیز بلعنده و فرو برنده، راه دخول، خوردن