جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خون آلود. (ن مف مرکب ) ملطخ به دم . (یادداشت مؤلف ). آغشته بخون . لکه دار از خون . (ناظم الاطباء). مضرج . (منتهی الارب ) : مرا ز رفتن تو وز نهیب فرقت تو دو چشم چشمه ٔ خون گشت و جامه خون آلود. فرخی . دید هرکز خواب غفلت دیرخیزی کرد زود تیغ خون آلود بر بالین چو تیغ آفتاب . سوزنی . در شکر ریزند اشک خون که گردون را بصبح همچو پسته سبز و خون آلود و خندان دیده اند. خاقانی . بر سر خاکش خجل بنشست چرخ نیم رو خاکی و خون آلود و بس . خاقانی . در وداع شب همانا خون گریست روی خون آلود از آن بنمود شب . خاقانی . دلهای خون آلود بین بر خاک راهت بوسه چین من خاک آنرا هم همین بوس تمناداشته . خاقانی . غرقه ام در خون و خون چون خشک شد گردد سیاه خود سیه پوشم که دیدی گر نه خون آلودمی . خاقانی . گلاب و مشک با عنبر برآمیخت بر آن اندام خون آلود میریخت . نظامی . گفت ویحک چه کس توانی بود اینچنین خاکسار و خون آلود. نظامی . شه بزندانیان چنین فرمود کز دل دردناک خون آلود. نظامی . چون بدریای خون درآمد زود جامه چون دیده کرد خون آلود. نظامی . باش تا فرداکه بینی روز داد و رستخیز کز لحد با زخم خون آلود برخیزد دفین . سعدی . دل ضعیفم از آن کرد آه خون آلود که در میانه ٔ خونابه ٔ جگر می گشت . سعدی . گل پیرهن دریده ٔ خون آلود از دست رخ تو بر سر چوب کند. سعدی . آغشته به خون، خون آلوده، غرقه به خون، خوني، خونين bloody, blood-stained, blood-soaked دموي، دام، ملطخ بالدم، رهيب، لعين، ميال لسفك الدماء، وحشي خونین، خونی، قرمز، برنگ خون، خون الود، خون مانند
... ادامه
619|0
مترادف:آغشته به خون، خون آلوده، غرقه به خون، خوني، خونين
کلمه "خون آلود" به معنای چیزی است که به خون آغشته شده است و در فارسی به عنوان یک صفت ترکیبی مورد استفاده قرار میگیرد. در نوشتار و نگارش فارسی، برای استفاده درست از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، به نکات زیر توجه کنید:
نوشتار درست: "خون آلود" باید به صورت جدا نوشته شود. به جای "خونآلود"، از "خون آلود" استفاده کنید.
جایگاه در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان صفت استفاده میشود و میتواند قبل از اسم قرار گیرد. مثلاً: "زمین خون آلود است" یا "لباس او خون آلود بود".
توافق در شمار: این صفت معمولاً به صورت مفرد و جمع به کار میرود. مثلاً: "چندین ناحیه خون آلود" و یا "خون آلودی در اطراف بود".
استفاده هنری: در ادبیات و نوشتههای هنری، این ترکیب میتواند به صورت مجازی نیز به کار رود، برای مثال برای توصیف حالتی عاطفی یا موقعیت خاصی.
تلفظ: در سخنگفتن، این کلمه به صورت "خُون آلود" تلفظ میشود که هر دو واژه به وضوح بیان شوند.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "خون آلود" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.