شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dāxel
inside  |

داخل

معنی: داخل . [ خ ُ ] (اِ) درگاه پادشاهان را گویند. (برهان ). داخول . (برهان ). درگاه و دالان و صفه که بر در سلاطین برای نشستن مردم از چوب و سنگ سازند. (غیاث ). و صاحب غیاث اللغات از سراج اللغات و شرح قران السعدین نقل کند که داخل به معنی سراپرده ٔ بارعام و آن احاطه ای باشد که در پیش سراپرده ٔ خاص پادشاه بکشند و بر در آن علم استاده کننده تا در اوکسی سوار گذشتن نتواند بسبب بزرگی علم :
نرگس از پهلوی سنبل سوی ما چشمک زن است
تا بدان چشمک اسیر طره ٔ سنبل شویم
شاه تا داخل بساط آراست اندر مدح او
چون علم گشتیم باری سوی آن داخل شویم .
امیرخسرو.
نوک رمحش چرخ اطلس را دریده بارها
بر سر اعلام داخل بسته اطلس پارها.
امیرخسرو.
|| علامتی که بر اطراف زراعت سازند بجهت منع وحوش و طیور. (غیاث ). داخول .(برهان ).
... ادامه
445 | 0
مترادف: اندرون، باطن، تو، در، درون، وارد
متضاد: خارج
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (خِ) [ ع . ]
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: قید
آواشناسی: dAxel
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 635
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
inside | intrant
ترکی
İçeri
فرانسوی
À l'intérieur
آلمانی
innen
اسپانیایی
adentro
ایتالیایی
dentro
عربی
داخل | الجزء الداخلي من , في الداخل , داخلي , باطن , داخلا , ضمن , داخليا , نحو الداخل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "داخل" در زبان فارسی کاربردهای مختلفی دارد و بسته به سیاق جمله ممکن است معانی مختلفی را نیز به همراه داشته باشد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نقش دستوری:

    • "داخل" معمولاً به عنوان اسم، قید یا حرف اضافه به کار می‌رود.
    • مثلاً: "داخل اتاق" (به معنای درون اتاق) یا "داخل دفتر" (به معنای درون دفتر).
  2. حروف اضافه:

    • "داخل" می‌تواند به عنوان حرف اضافه به کار رود، به ویژه در ترکیب‌هایی مانند "داخل ... بودن" یا "داخل ... قرار گرفتن".
    • نمونه: "او داخل خانه است".
  3. قید و ترکیب‌ها:

    • "داخل" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود و معانی خاصی ایجاد کند. برای مثال: "داخل کشور"، "داخل شهر"، و غیره.
  4. فارسی‌نویسی:

    • به طور کلی در نگارش، نیاز به توجه به نقطه‌گذاری و ساختار جمله دارید. "داخل" معمولاً بدون هیچ گونه نشانه‌گذاری خاصی نوشته می‌شود، مگر اینکه در جملات پیچیده یا فهرست‌ها بیفتد.
  5. توجه به مفهوم:
    • در متن‌های رسمی، بهتر است از استفاده از کلمات عامیانه یا محاوره‌ای پرهیز کنید. به جای "داخل"، می‌توانید از "درون" یا "در" بسته به سیاق جمله استفاده کنید.

همچنین، از لحاظ نگارشی، توجه به ساختار جملات و هماهنگی آن‌ها با دیگر اجزای جمله (فاعل، مفعول و...) نیز اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "داخل" در جملات مختلف آورده شده است:

  1. کتاب را داخل کمد گذاشتم تا از گرد و غبار دور بماند.
  2. او داخل اتاق نشسته و به موسیقی گوش می‌دهد.
  3. پرنده‌ها داخل لانه‌های خود درختان سکونت دارند.
  4. لطفاً وسایل را داخل ماشین بگذارید تا آماده حرکت شویم.
  5. صدای خنده کودکان از داخل حیاط به گوش می‌رسید.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا زمینه خاصی مدنظرتان است، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: اعضای داخلی، داخل شونده، دخول رسمی و قانونی، ورود رسمی، نفوذ کننده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری