شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dorre
valley  |

دره

معنی: دره . [ دَ رَ / رِ / دَرْ رَ / رِ ] (اِ) گشادگی میان دو کوه . (برهان ). گشادگی میان کوه را به شکنبه تشبیه نمودند ودره گفتند. (جهانگیری ). گشادگی میان کوهها بخصوص درآنجایی که رود روان می گردد. وادی و گشادگی میان تپه ها، که مخصوص به روان گشتن رود است . (از ناظم الاطباء). وادی چون دره ٔ نیل . بستر رود. مسیل . مقابل ماهور. (یادداشت مرحوم دهخدا). تنگ . (لغت فرس اسدی .) شاجنة.شَجن . (از منتهی الارب ). هُوَّة : ترکان گنجینه گروهی مردمانند اندک و اندر کوهی که میان ختلان وچغانیان است اندر دره ای نشسته اند. (حدود العالم ).
کوه و دره ٔ هند مرا ز آرزوی غزو
خوشتر بود از باغ و بهار و لب مرزوی .
فرخی .
در این بیم بودند و غم یکسره
که گرشاسب زد ویله ای از دره .
اسدی .
نشیمنش گفت آن شکسته دره
که بینی پر از دود و دم یکسره .
اسدی .
چند گوئی که از آن تنگ دره حجت
هم برون آمدی ار نیک سوارستی .
ناصرخسرو.
من رهی را از جفای دشمن اولاد تو
خوابگاه و جای غیر از دره و کهسار نیست .
ناصرخسرو.
خارو سنگ دره ٔ یمگان از طاعت تو
در دماغ و دهن بنده ات عود و شکر است .
ناصرخسرو.
منگر بدانکه در دره ٔ یمگان
محبوس کرده اند مجانینم .
ناصرخسرو.
درهای حوادث باز است و دره های نجات فراز. (سند بادنامه ص 327).
از آن برف سر در جهان داشته
دره تا گریوه شد انباشته .
نظامی .
ز شیرین گیاهان کوه و دره
شکر یافته شیر آهو بره .
نظامی .
اگر دره ٔ هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد... زمام از کفش درگسلاند. (گلستان سعدی ).
سیه گشته چشمش برآهوبره
برآورده کبکان خروش از دره .
خواجو.
زنگار فشاندند یکسره
بردشت وکه و پشته و دره .
هدایت (از آنندراج ).
- امثال :
دره ای پاک نگذاشته است ؛ روباهی از درد شکم به طبیب شکایت برد طبیب گفت از خاک آن دره که ملوث نکرده باشی خور. روباه تأملی کرده گفت اگر دارو منحصر است مرگ من ناگزیر باشد،چه دره ٔ پاک بجای نمانده ام . (امثال وحکم ).
- دره ٔ آسمان ؛ کنایه از کهکشان است و به عربی مجرة خوانند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ).
- دره ٔ بیداد ؛ دره ٔ سخت عمیق و دراز و خشک . نهایت عمیق که آواز به تک آن نرسد، یا آوا از تک آن برنیاید. که کس آنجا مر کس را نرسد. (از امثال و حکم ).
- || مجازاً، جای بی فریادرس . ظلمکده .
|| راهی که در کوه باشد. (غیاث ). راه باریک میان دوکوه که آن را در نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). || گوی که آب روان در زمین کند. || مزید مؤخر امکنه قرار گیرد. جزء دوم بعضی اعلام امکنه چون : آسمان دره . آودره . اخی پی دره . ازدره . اغوزدره . الدره . اولنگ دره . بیم دره . تلمادره . تنگ دره .توی دره . جال دره . جودره . جهنم دره . خرم دره . خشک دره . ده دره . دی دره . دیوان دره . سردره . سه دره . سیاه دره . شهریاردره . شیردره . شیل دره . طولندره پی . فغندره . کلاپی دره .کل دره . کوله دره . گرم دره . گزدره . گلاب دره . گیودره . ملاعلی دره . ملیه دره . منزل دره . میان دره . نودره . نیاردره . واودره . هزار دره . یورت سه دره . (یادداشت مرحوم دهخدا). || شکنبه ٔ گوسفند و غیره . (برهان ). شکنبه و شکم که معده ٔ بهائم باشد. (از غیاث ) (آنندراج ) (انجمن آرا). شکنبه . (جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ).کده که شکنبه ٔ گوسفند و غیره باشد. (لغت محلی شوشترنسخه ٔ خطی ). کرش . (دهار). شکنبه و کرش ، و آن در ستور نشخوارکننده است بجای معده در انسان . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
دره ٔ من شده ست از نِعَمَت
چون زنخدان خصم پرعذره .
کسائی .
گرگ از رمه خوران و رمه درگیا چران
هریک به حرص خویش همی پر کند دره .
ناصرخسرو.
ده مرغ مسمن تو به تنهای بخوردی
او دره گاوی به ده انباز نیابد.
سوزنی (از جهانگیری ).
روث سرگین است لیکن فرث سرگین دره . (نصاب ). || پوست شکنبه که بر روی دهل و طبل و تارو امثال آن کشند. پوست نازک که بردف و دهل و نقاره و مانند آن کشند. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
چیست آن گرد بزرگ اشکم دورویه ٔ زشت
دره در روی کشیده به شکم در دره نی
بی خبر باشد از جنگ و بی آگاه از صلح
هیچ صلحی به جهان بی وی و جنگی سره نی .
سوزنی (در لغز طبل ).
|| دهن . (شرفنامه ٔ منیری ). ودر سایر مآخذ به این معنی دیده نشد.
... ادامه
1117 | 0
مترادف: تنگ، دروا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: درَّة] [قدیمی]
مختصات: (دِ رَ) [ ع . دِرّة ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: darre
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 209
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
valley | vale , mote , dene , the valley
ترکی
vadi
فرانسوی
vallée
آلمانی
schlucht
اسپانیایی
valle
ایتالیایی
valle
عربی
واد | غور , وادي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دره" یکی از واژه‌های فارسی است و به معنای شکاف یا فرورفتگی بین کوه‌ها و تپه‌ها به کار می‌رود. در نوشتن و استفاده از این کلمه، چند نکته‌ی نگارشی و قواعد مربوط به آن وجود دارد:

  1. نقطه‌گذاری: دره به معنای یک مکان است و معمولاً به صورت مستقل در جملات به کار می‌رود. اگر در جملات ترکیبی مثل "دره‌ای زیبا" استفاده شود، معمولاً به عنوان یک صفت به کار می‌رود.

  2. نکات املایی: کلمه "دره" به زبان فارسی بدون هیچ‌گونه حرکتی و با املای مشخص نوشته می‌شود. توجه کنید که املای آن "دره" است و نباید به صورت "دریه" یا "داره" نوشته شود.

  3. تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه "dæræ" است و در گفتار باید به این نکته توجه شود که "ر" در آن به صورت واضح و مشخص بیان شود.

  4. جمع‌سازی: جمع "دره" به صورت "دره‌ها" است. این جمع به راحتی در جملات مختلف قابل استفاده است.

  5. نقش در جمله: این کلمه می‌تواند به عنوان اسم در جملات مختلف به کار برود. به‌عنوان مثال: "دره وقتی بهار می‌شود، بسیار زیباست."

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "دره" در نوشته‌ها و گفتمان‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال از کلمه "دره" در جملات آورده شده است:

  1. دره‌ای عمیق در وسط کوه‌ها قرار دارد که منظره‌ای شگفت‌انگیز ایجاد کرده است.
  2. دره‌های سرسبز بهشتی برای پیاده‌روی و گردشگری محسوب می‌شوند.
  3. رودخانه‌ای که از دره می‌گذرد، طراوت خاصی به منطقه بخشیده است.
  4. درهٔ انار، یکی از معروف‌ترین مقاصد گردشگری در این منطقه است.
  5. هنگام طلوع آفتاب، نور خورشید دره را به رنگ‌های زیبایی در می‌آورد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: وادی، گودی، جلگه، میانکوه، شیار، جهان خاکی، مجرای کوچک، دنیا، زمین، بدرود، ریزه، خرده، خال، نقطه، اتم، دهکده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری