شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dorre
valley  |

دره

معنی: دره . [ دِرْ رَ / رِ ] (اِ) دِرَّة. تازیانه . پوستی چند باشد باریک که برهم بدوزند یا برهم ببافند و گناهکاران را بدان تنبیه سازند و گاه باشد که دهل و نقاره را بدان نوازند. (برهان ) (جهانگیری ). چرمی که محتسب بدان حد زند. (غیاث ). گویا معرب تُرنا باشد، دره ٔ عمر، ترنائی که بدان مردم را زدی برای نهی منکر و امر به معروف . جامع و پارچه ٔ دراز که یک بار آن را بتابند و دولا کنند و بار دیگر تافته کنند و عامه ترنا گویند. (یادداشت مرحوم دهخدا). طَبطَبیَّة. عَرَقَه . مِخراق . (منتهی الارب ). مِخففة. (دهار) : عمر را دیدند به گوشه ٔ مزکت اندر خفته روی سوی دیوار کرده و دره در زیر بالین نهاده و پیراهنی پوشیده و برآن پاره های بسیار دوخته .(ترجمه ٔ طبری بلعمی ). ایوب را خدای عزوجل گفت ضغثی بگیر، و ضغث دره باشد یا دسته ٔ چوبهای باریک ... و رحمه زن خویش را بزن به یکبار. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
من مرد ذوالفقارم و تو مرد دره ای
دره کجا بس آید با ذوالفقار من
زی ذوالفقارم آید سیصد هزار تو
زی دره نامده ست یکی از هزار من .
ناصرخسرو.
تا برنزند کسی به بیغاره
بر ساقت چوب و بر سرت دره .
ناصرخسرو.
یا چون عمر به دره جهان را قرار ده
یا چون علی به تیغ فراوان حصارگیر
گه یزدجرد مال و گهی ذوالخمار کش
گه زخم دره دار و گهی ذوالفقارگیر.
سنائی .
در ره دین سلاح دره ٔ او [ دره ٔ عمر ]
کرده خونها مباح دره ٔ او.
سنائی .
ذره ٔ خاک درش کار دو صد دره کرد
راند بدان آفتاب بر ملکوت احتساب .
خاقانی .
محتسب صنع مشو زینهار
تا نخوری دره ابلیس وار.
نظامی .
دره ٔمحتسب که داغ نهست
از پی دوغ کم دهان دهست .
نظامی .
مال و ملکش بود دلق و دره ای
زان نمی ترسید از کس ذره ای .
عطار.
پس بفرمود تا ربیع را فروکشند و دره بزدند و خازن را پنج دره بزدند. (جوامع الحکایات ).
یا به زخم دره ده او را جزا
آنچنانکه رای تو بیند سزا.
مولوی .
آتش از قهر خدا خود ذره ای است
بهر تهدید لئیمان دره ای است .
مولوی .
آن مردی که چون دره ٔ عدل در دست امضای اقتضای عقل گرفت ابلیس را زهره ٔ آن نبود که در بازار وسوسه ٔ خویش به طراری و دزدی جیب دلی بشکافد. (مجالس سبعه ص 50). مجبران باید که قیاس کنند این معنی را با دره و نار و صلب که به همه حال علی به از عمر باشد و ذوالفقار از دره کمتر نیست . (النقض ص 1367). محتسب عارف علوی که بی ریا و سمعه دره بر دوش نهاده و همه سال نهی منکرات را میان بسته . (النقض ص 164). عمر دره برگرفت و از خانه بیرون آمد و به حضور جمهور مهاجر و انصار دره برآورد. (النقض ص 340).
همی زدند مرا غرچکان سنگین دل
چو دره بردهل عید و پتک برسندان .
روحی سمرقندی (از جهانگیری ).
فش عمامه درآمد به احتساب رخوت
براند دره به نهی محرمات دگر.
(نظام قاری ص 15).
- دره کاری کردن ؛ زدن به دره ، از قبیل چوب کاری کردن . (از آنندراج ). تعذیب کردن . برای سیاست و تازیانه زدن . (ناظم الاطباء) :
به مستیش در احتساب اشتلم
هوا را کند دره کاری ز دم .
ظهوری (از آنندراج ).
... ادامه
812 | 0
مترادف: تنگ، دروا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: درَّة] [قدیمی]
مختصات: (دِ رَ) [ ع . دِرّة ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: darre
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 209
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
valley | vale , mote , dene , the valley
ترکی
vadi
فرانسوی
vallée
آلمانی
schlucht
اسپانیایی
valle
ایتالیایی
valle
عربی
واد | غور , وادي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دره" یکی از واژه‌های فارسی است و به معنای شکاف یا فرورفتگی بین کوه‌ها و تپه‌ها به کار می‌رود. در نوشتن و استفاده از این کلمه، چند نکته‌ی نگارشی و قواعد مربوط به آن وجود دارد:

  1. نقطه‌گذاری: دره به معنای یک مکان است و معمولاً به صورت مستقل در جملات به کار می‌رود. اگر در جملات ترکیبی مثل "دره‌ای زیبا" استفاده شود، معمولاً به عنوان یک صفت به کار می‌رود.

  2. نکات املایی: کلمه "دره" به زبان فارسی بدون هیچ‌گونه حرکتی و با املای مشخص نوشته می‌شود. توجه کنید که املای آن "دره" است و نباید به صورت "دریه" یا "داره" نوشته شود.

  3. تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه "dæræ" است و در گفتار باید به این نکته توجه شود که "ر" در آن به صورت واضح و مشخص بیان شود.

  4. جمع‌سازی: جمع "دره" به صورت "دره‌ها" است. این جمع به راحتی در جملات مختلف قابل استفاده است.

  5. نقش در جمله: این کلمه می‌تواند به عنوان اسم در جملات مختلف به کار برود. به‌عنوان مثال: "دره وقتی بهار می‌شود، بسیار زیباست."

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "دره" در نوشته‌ها و گفتمان‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال از کلمه "دره" در جملات آورده شده است:

  1. دره‌ای عمیق در وسط کوه‌ها قرار دارد که منظره‌ای شگفت‌انگیز ایجاد کرده است.
  2. دره‌های سرسبز بهشتی برای پیاده‌روی و گردشگری محسوب می‌شوند.
  3. رودخانه‌ای که از دره می‌گذرد، طراوت خاصی به منطقه بخشیده است.
  4. درهٔ انار، یکی از معروف‌ترین مقاصد گردشگری در این منطقه است.
  5. هنگام طلوع آفتاب، نور خورشید دره را به رنگ‌های زیبایی در می‌آورد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: وادی، گودی، جلگه، میانکوه، شیار، جهان خاکی، مجرای کوچک، دنیا، زمین، بدرود، ریزه، خرده، خال، نقطه، اتم، دهکده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری