شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

war  |

دشمنی کردن

معنی: دشمنی کردن . [ دُ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) عداوت وخصومت کردن . مکروه داشتن . نفرت نمودن . (ناظم الاطباء). اختصام . امتئار. تبغض . تشارس . تنازع . جهار. خصام .شنان . کشح . کفاح . مجاساة. مجاهرة. محال . معاداة. مضاداة. مکاشحة. مماحلة. (از منتهی الارب ) :
گر نه تو ای زودسیر تشنه ٔ خون منی
با من دیرینه دوست چندکنی دشمنی .
خاقانی .
ما با تو دوستی و وفا کم نمی کنیم
چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی .
سعدی .
چه حاجت که با وی کنی دشمنی
که او را چنین دشمنی در قفاست .
سعدی .
دشمنی کردند با من لیک از روی قیاس
دوستی باشد که دردم پیش درمان گفته اند.
سعدی .
با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست همچنان دل من مهربان تست .
سعدی .
روز خفاش است کور، از کوربختی ، زآنکه او
دشمنی در خفیه با خورشید خاور می کند.
سلمان (از آنندراج ).
تضاد؛ با یکدیگر دشمنی کردن . (دهار).مَأر؛ دشمنی کردن با گروهی . ممأرة؛ دشمنی کردن بامردم . (از منتهی الارب ).
... ادامه
782 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 678
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
war | enmity
عربی
حرب | عداء , وغى , خصام , حارب , قاتل , صارع

واژگان مرتبط: جنگ کردن، دشمنی کردن، کشمکش کردن، عداوت کردن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری