شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dam
tail  |

دم

معنی: دم . [ دَم م ] (ع مص ) طلا کردن و مالیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ).طلا کردن به هر لون که بود. (تاج المصادر بیهقی ). || خانه را به گچ اندود کردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || رنگ کردن جامه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || قیر مالیدن کشتی را. || طلا کردن دمام را بر چشم خانه . || هموار و برابر کردن زمین را. || سخت شکنجه دادن کسی را. || زدن کسی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شکستن سر کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتافتن .(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || هلاک کردن و نیست گردانیدن قوم را. || خاک انباشتن کلاکموش سوراخ خود را و برابر گردانیدن آن را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برجستن اسب نر برماده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || هموار کردن و برابر ساختن بر سماروغ خاک را.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (مجهولاً) آگنده و گرانبار گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
... ادامه
597 | 0
مترادف: 1- آن، ثانيه، حين، زمان، گاه، لحظه، لمحه، وقت، وقت، هنگام 2- باد، هوا 3- بخار، حرارت، دما، 4- دنبال، كنار
متضاد: بازدم گرمي 1- پف، ريح، نفخه 2- دمش، نفس 3- اجاق، كوره 4- شهيق 5- آه 6- خون
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: دِماء] [قدیمی]
مختصات: (دُ) [ په . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dam
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 44
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
tail | bellows , moment , breath , instant , train , respiration , minute , blast , trice , flatus , pygidium
ترکی
kuyruk
فرانسوی
queue
آلمانی
schwanz
اسپانیایی
cola
ایتالیایی
coda
عربی
ذيل | ذنب ذيل , ذيل ذنب , دابرة , ذيل السترة , شرطي سري , تعقب , جامع , تعقب شخصا , قاد سيارة بالتلاصق مع الاخرى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دم" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در زیر به بررسی برخی از موارد و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه می‌پردازیم:

  1. معنی کلمه دم:

    • به معنای انتهای بدن حیوانات: مانند «دم گربه» یا «دم اسب»
    • به معنای نفس یا جان: مانند «دم حیات»
    • در اصطلاحات: مانند «دم زدن» که به معنای صحبت کردن یا بیان کردن است.
  2. قواعد نگارشی:

    • استفاده از کلمه در جملات: به عنوان مثال:

      • «گربه دم بلندی دارد.»
      • «او با یک دم گرم و شوخ به مهمانی آمد.»
    • فاصله‌گذاری: در نوشتار رسمی، باید توجه شود که کلمه "دم" به درستی و با فاصله مناسب از کلمات دیگر نوشته شود.

    • افعال ترکیبی: در ترکیب با افعال، مانند «دمیدن» یا «دم زدن»، باید به درست بودن ساختار جملات توجه شود.
  3. نکات گرامری:

    • جمع بستن: جمع کلمه "دم" به صورت «دم‌ها» نوشته می‌شود.
    • حالت‌های مختلف:
      • "دم" (مفرد)
      • "دم‌ها" (جمع)
      • "دمم" (مضاف‌به‌هم)
  4. ظرفیت‌های شاعرانه:
    • کلمه دم در شعر و ادبیات فارسی ظرفیتی بسیار بالایی دارد و می‌توان به شیوه‌های مختلف و زیبا از آن استفاده کرد.

با توجه به این نکات، می‌توان به نحو شایسته‌تری از کلمه "دم" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه “دم” در جملات مختلف آورده‌ام:

  1. وقتی که سگ به پارک رفت، دمش از خوشحالی تکان می‌خورد.
  2. در فصل تابستان، درختان با دم‌های سبز و خنک سایه می‌زنند.
  3. هنگام آتش‌سوزی، دود از دم آتش‌سوزی بلند شد و تمام منطقه را فرا گرفت.
  4. او در حال دویدن بود و دمش به سمت پشتش تاب می‌خورد.
  5. در فرهنگ ما، دم در برخی از مراسم‌ها نماد خوش‌اقبالی است.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری هستید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دنباله، ریه، موقع، اهمیت، ان، نفس، جان، نسیم، نیرو، رایحه، وهله، قطار، سلسله، رشته، تله، تنفس، دم زنی، دقیقه، یادداشت، پیش نویس، مسوده، انفجار، صدای انفجار، بادزدگی، وزش، بادشکم، نفخ، گاز شکم، ساختمان دم و کفل، دادن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری