شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

damādam
i love you  |

دمادم

معنی: دمادم . [ دُ دُ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) پشت سر هم (مکانی ). پشت سر یکدیگر. بدنبال هم . قدم بقدم و گام به گام . پیوسته به یکدیگر. متوالیاً. متعاقباً. درست در پی . با کمی فاصله در عقب . لاینقطع. (یادداشت مؤلف ). متعاقب و متوالی و دنبال یکدیگر آمده . (انجمن آرا) (آنندراج ). متعاقب و پی یکدیگر. (برهان ) (لغت محلی شوشتر) (از ناظم الاطباء). پیاپی . (از شرفنامه ٔ منیری ) :
چو زال سپهبد ز پهلو برفت
دمادم سپه روی بنهاد تفت .
فردوسی .
دمادم برون رفت لشکر ز شهر
وزآن شهر نایافته هیچ بهر.
فردوسی .
می و جام و نخجیر بر هم زنیم
دمادم نبید دمادم زنیم .
فردوسی .
کمربسته لشکر درآمد چو کوه
ز زابل دمادم گروهاگروه .
فردوسی .
محمودیان لشکر خیاره روان کرده بودند و مثال داده بودند تا... اگر ممکن گردد بکشند و لشکرها دمادم بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 233). هم جانب بنده را حشمتی افتد در دل مخالف وموافق و هم پسر کاکو و دیگران دانند که از جانب خراسان لشکر دمادم است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 400). تا این غایت هفتادواند غلام آورده اند و دیگر دمادم است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 409). از مستی خاصه شراب صرف واز مستی دمادم پرهیز کنید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
یک صله مادح تو ناستده
اندرآید دمادمش دگری .
مسعودسعد.
یوسفی از برادران گم شد
آفتاب از میان انجم شد...
مرکب شهسوار خوبان رفت
لاشه ٔ صبر ما دمادم شد.
خاقانی .
بانوی شرق و غرب تویی بر درت مرا
قصّه دمادم است که غصه دمادم است .
خاقانی .
لشکر مغول نیز دمادم او روان شدند. (تاریخ جهانگشای جوینی ).
بگردان ساقیا جام لبالب
به کردار فلک دور دمادم .
سعدی .
- دمادم آمدن کسی (سپاهی ، گروهی ) ؛ پی یکدیگر آمدن آنان . (یادداشت مؤلف ) :
دمادم به لشکرگه آمد سپاه
تبیره زنان برگرفتند راه .
فردوسی .
من اکنون ز خلخ به اندک زمان
دمادم بیایم پس اندر دمان .
فردوسی .
دو هفته برآمد به فرمان شاه
دمادم به لشکرگه آمد سپاه .
فردوسی .
وز ایران دمادم بیامد سپاه
ز راه بیابان سوی رزمگاه .
فردوسی .
بوالمظفر.... آمد... و دیگران دمادم وی .(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 246). و مخالفان دمادم آمدند.(تاریخ بیهقی ).
ز بهر آنکه بنمایندمان آن جای پنهانی
دمادم شش تن آمد سوی ما پیغمبر از یزدان .
ناصرخسرو.
- دمادم چیزی روان گشتن ؛ با فاصله ٔ کم در پی او روانه شدن :
تو چو خر پیش من روان گشته
من چو خربندگان دمادم خر.
سوزنی .
- دمادم رسیدن سپاهی (عده ای ) ؛ به دنبال هم آمدن آنان . پی یکدیگر آمدن آن سپاه یا عده . (یادداشت مؤلف ) :
ز دریای گیلان چو ابر سیاه
دمادم به ساری رسید آن سپاه .
فردوسی .
مردم سلطان [ مسعود ] دمادم می رسید.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 233). دمادم این مبشران رسید.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 409). و استادم منهی مستور باوی نامزد کرد چنانکه دمادم قاصدان آنها می رسیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 366). خداوند سلطان به بلخ است و لشکر دمادم می رسد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 354). و گرگان بازگذاشت و درون تمیشه آمد و خجستانی تا به رباط حفص دمادم او برسید و خزاین و بنه را دریافت . (تاریخ طبرستان ج 2 ص 248).
- دمادم فرستادن ؛ پی درپی فرستادن . به دنبال هم روانه ساختن . (یادداشت مؤلف ) :
بسا تنا که فرستد دمادم اندر پس
سنان نیزه ٔ او از وجود سوی عدم .
فرخی .
قاصدان دمادم فرستادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 561). معتمدان می فرستادند دمادم با هر یکی لطفی و نوعی از نواخت و دلگرمی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 51).
چه خواهد همی زو که چندین دمادم
پیمبر فرستد همی بر پیمبر.
ناصرخسرو.
- دمادم کردن ؛ پی در پی هم کردن . به هم پیوستن . به هم پیوسته و متصل ساختن . (یادداشت مؤلف ). در دنبال هم قرار دادن . پی هم قرار دادن . یکی بعد دیگری قراردادن :
جمازه ها را در بادیه دمادم کرد
به آب کرد همی ریگ آن بیابان تر.
فرخی .
طلیعه ٔ لشکر دمادم کنید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 354).
- دمادم کسی رفتن ؛ درست در پی رفتن . به دنبال وی رفتن . (یادداشت مؤلف ) :
شه شد به مبارکی سوی شهر
فرمود که تو روی دمادم .
عمادی شهریاری .
|| النعل بالنعل . طابق النعل بالنعل . سخت پیرو. (یادداشت مؤلف ) :
ای حکم ترا قضا پیاپی
وی امر ترا قضا دمادم .
انوری .
... ادامه
4384 | 0
مترادف: پياپي، پيوسته، متصل، متواتر، متواتراً، متواليا، يك ريز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [مجاز]
مختصات: (دَ دَیا دُ دُ) (ق مر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: قید
آواشناسی: damAdam
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 89
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
i love you
ترکی
seni seviyorum
فرانسوی
je t'aime
آلمانی
ich liebe dich
اسپانیایی
te amo
ایتالیایی
ti amo
عربی
أحبك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دمادم" در زبان فارسی به معنای "به طور مداوم" یا "مدام" و "هر لحظه" به کار می‌رود. این واژه به صورت قیدی و برای بیان تکرار یا ادامه یک عمل یا حالت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اینجا به بیان قواعد نگارشی و نحوه استفاده از آن می‌پردازیم:

  1. نحوه نوشتار: در نوشتار فارسی، "دمادم" به صورت یک کلمه نوشته می‌شود و معمولاً با "یک" و "مدام" یکی از معنای آن در نظر گرفته می‌شود.

  2. نحوه استفاده در جمله: این واژه معمولاً در جملات وصفی به کار می‌رود و می‌تواند به عنوان قید زمان یا حالت در جمله قرار گیرد. به عنوان مثال:

    • "او دمادم در فکر آینده‌اش بود."
    • "باران دمادم می‌بارید."
  3. استفاده در جملات منفی: در جملات منفی می‌توان از این کلمه نیز استفاده کرد. به عنوان مثال:

    • "او دمادم نمی‌خوابید."
  4. جایگاه در جمله: این قید معمولاً قبل از فعل یا صفت قرار می‌گیرد. مانند:

    • "او دمادم در حال مطالعه است."
  5. رسم الخط: در نگارش رسمی و ادبی، به نکته‌ای چون همزه و تَک سُخنی هم توجه داشته باشید و در جایی که نیاز است، نقطه‌گذاری و سایر نشانه‌های نگارشی را رعایت کنید.

به طور کل، "دمادم" کلمه‌ی مفهومی و معرف حالت پیوسته و تکراری است که در متون ادبی و مکالمات روزمره به کار می‌رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دمادم" در جمله آورده شده است:

  1. ایران در فصل بهار، دمادم با گل‌های رنگین خود دل مردم را شاد می‌کند.

  2. صدای دمادم طبل‌ها در جشن عروسی، همه را به رقص وادار کرده بود.

  3. او دمادم در حال مطالعه کتاب‌های مختلف بود و هیچ وقت از یادگیری سیر نمی‌شد.

  4. دمادم سرگرم دوچرخه‌سواری در پارک بودیم و از هوای مطبوع لذت می‌بردیم.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری