جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دهل .[ دُ هَُ ] (اِ) نوعی از طبل و نقاره . (ناظم الاطباء). نام ساز معروف . (غیاث ). عیر. کوس . (منتهی الارب ). طبل . (زمخشری ). سازی معروف و در هندی دهول گویند. (از آنندراج ). تبیر. تبیره . شندف . طبل بزرگ . (یادداشت مؤلف ) : آواز بوق و دهل بخاست . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 376). رسول را برنشاندند و آوردند آواز بوق و کوس و دهل بخاست . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 290). علم تو چنگ است و بانگ بی معنی سوی من ای ناصبی تهی دهلی . ناصرخسرو. بانگ به ابر اندرون وخانه تهی تو به مثل مردمی نه ای دهلی . ناصرخسرو. آری آن را که در شکم دهل است برگ تتماج به ز برگ گل است . نظامی . پر از میوه و سبزه و آب و گل برآورده آواز مرغان دهل . نظامی . بر در آن حصار شد در حال دهلی را کشیدزیر دوال . نظامی . به غیر از عشق آواز دهل بود هر آوازی که درعالم شنیدم . مولوی . آواز دهل نهان نماند در زیر گلیم و عشق پنهان . سعدی . آواز بربط با غلبه ٔ دهل برنیاید. (گلستان ). چو بانگ دهل هولم از دور بود. (بوستان ). - امثال : آواز دهل از دور هول باشد . (امثال و حکم دهخدا). آواز دهل است . (امثال و حکم دهخدا). آواز دهل شنیدن از دور خوش است . در مدت عید ما دهل بدریده است . (امثال و حکم دهخدا). صدای دهل از خالی بودن شکم است . (امثال و حکم دهخدا). - دهل ِ باز ؛ دهل برنجینی کوچک که برزین اسب بندند و در وقت شکار با شاهین مادامی که شاهین در کار است جهت تحریص وی آن را می نوازند. (ناظم الاطباء). دهلی است خرد که به زین آویزان باشد وقتی که باز به پرواز آید بنوازند تا باز شکار را بگیرد. (از آنندراج ). - دهل بالای بام بردن ؛ دهل زدن . (ناظم الاطباء). کنایه است از نوبت نواختن . (از آنندراج ) : کرد چو شب نوبت خود را تمام صبح دهل برد به بالای بام . امیرخسرو (از آنندراج ). رجوع به دهل زدن شود. - دهل دورویه ؛ جفت دهل . (ناظم الاطباء). از دو سوی بپوست کرده . مقابل دهل یکرویه . - دهل زبانی ؛ گفتن سخنان پوچ و توخالی : آن باد که این دهل زبانی باشد تهی و تهی میانی . نظامی . - دهل ساز ؛ نوازنده ٔ دهل . دهل زن : در آوردند مرغان دهل ساز سحرگه پنج نوبت را به آواز. نظامی . - دهل کاسه ؛ دهل بزرگ : و همین روز حاجب سباشی را حاجبی بزرگ دادند و خلعتی تمام از علم و منجوق و دهل کاسه و تختهای جامه ... (تاریخ بیهقی ). - دهل وار ؛ مانند دهل . با صدایی چون دهل : دهل وارت افغان بیهوده چند میان خالی و بانگ و نام بلند. امیرخسرودهلوی . - دهل یک رویه ؛ تک دهل . (ناظم الاطباء). که از یک جانب به پوست باشد. مقابل دهل معمولی ودورویه . که از دو جانب به پوست است و دو صفحه ٔ پوستی در دو سو دارد. - رند دهل دریده ؛ آنکه وسایل کار از دست بداده است . (یادداشت مؤلف ). دبداب، دف، طبل، كوس، نقاره drum, timpani, kettledrum, kettle, tambour, delhi طبل، طبلة، أسطوانة، برميل، صوت الطبل، طرد، قرع طبلا، قرع، دق الطبل في الموسيقي، أطلق صوتا إيقاعيا، نقر، طبع فكرة في الذهن، دعا إلى إجتماع delhi delhi delhi delhi delhi ضرب، طبال، چلیک، ظرف استوانه شکل، کوس، دمامه، عصرانه مفصل، کتری، دیگچه، اب گرم کن، جعبه قطب نما، تنبور، تنفس نگار، بنض نگار، دینامیت
طبل|طبلة , أسطوانة , برميل , صوت الطبل , طرد , قرع طبلا , قرع , دق الطبل في الموسيقي , أطلق صوتا إيقاعيا , نقر , طبع فكرة في الذهن , دعا إلى إجتماع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دهل" به معنای نوعی ساز کوبهای است و در زبان فارسی به چند شکل میتواند به کار رود. در ادامه، قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه بررسی میشود:
خاص بودن کلمه: "دهل" نام یک ساز است و باید توجه داشت که در جملات خاص، نام این ساز با حروف بزرگ و بهصورت دقیق نوشته شود.
نحو و جملهسازی:
گرامر: "دهل" میتواند به عنوان فاعل یا مفعول در جملات به کار رود.
مثال: "دهل در جشنها نواخته میشود." (به عنوان فاعل) یا "موسیقی با صدای دهل آغاز شد." (به عنوان مفعول).
جمع بستن: در زبان فارسی، برخی واژهها برای جمعسازی پسوند خاصی میگیرند. جمع "دهل" به شکل "دهلها" نوشته میشود.
مثال: "دهلها در روستا صدای بلندی دارند."
نوشتار و تلفظ: حتماً باید به تلفظ صحیح این کلمه توجه شود. تلفظ آن به صورت "dehal" است و املای آن در تمام مواقع باید به یک شکل باشد.
استفاده در متن: به جهت اینکه کلمه "دهل" یک اسم خاص است، بهتر است سعی کنید که در جملات و متنهای خود از توصیفاتی استفاده کنید که درک بهتری از این ساز و ویژگیهای آن به خواننده بدهد.
مثال: "دهل یکی از سازهای مهم در موسیقی سنتی ایرانی است که معمولاً در مراسمهای شادی و جشنها نواخته میشود."
با رعایت این نکات میتوانید از "دهل" به نحو صحیح و موثری در نگارشهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای کلمه "دهل" در جمله آمده است:
صدای دهل در مراسم عروسی باعث شادابی و انرژی مهمانان شد.
نوازنده با مهارت خاصی دهل را نواخت و جو را پر از هیجان کرد.
در جشنواره محلی، گروهی با استفاده از دهل و نواختن دیگر سازها، فرهنگ خود را معرفی کردند.
صدای دهل در شبهای تابستانی به یاد ماندنی و دلنشین است.
بچهها در حیاط مشغول رقصیدن بههمراه صدای دهل بودند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!