شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dude
soot  |

دوده

معنی: دوده . [ دو دَ / دِ ] (ص نسبی ) منسوب به دود. هرچه نسبت به دود داشته باشد.دودی . (یادداشت مؤلف ). || (اِ مرکب ) سیاهی که از سوختن هیمه یا روغن یا نفت و جز آن بر دیوار و سقف و یا جای دیگر بندد یا سیاهی که بر سقف و امثال آن از دود چراغ و غیره پدید آید و اصل مرکب که بدان نویسند همین است . سیاهی که بر گذرگاه دایم دود چون غباری بر هم نشیند. (یادداشت مؤلف ) :
به راه اندر پدید آمد سواری
چو کوه دوده زیرش راهواری .
فخر گرگانی (از آنندراج ).
و از جمله ٔ زبلها یکی دوده ٔ حمام باشد که آن مخصوص باشد جهت بادنجان . (فلاحت نامه ). || ماده ای سیاه و نرم که از دود مواد نفتی صمغی و سقزی گیرند و ازآن مرکب سازند. (فرهنگ فارسی معین ). دود چراغ . (شرفنامه ٔ منیری ). دود چراغ و جز آن که برای ساختن مرکب گیرند. (از آنندراج ) (از برهان ) (از غیاث ) (فرهنگ جهانگیری ). از اجزاء مرکب یعنی حبر باشد که از چراغ گیرند. (صحاح الفرس ) :
به گوش من فروگفت آنچه گر نسخت کنم شاید
صحیفه صفحه ٔ گردون و دوده جرم کیوانش .
خاقانی .
چراغی است تشبیهی آهم که از وی
بسی دوده بر سقف گردون نشسته .
وحید (از آنندراج ).
همسنگ دوده زاج و همسنگ زاج مازو
وز صمغ ضعف هردو آنگاه زور بازو.
؟
- آب دوده ؛ کنایه است از مرکب :
من ز آب دیده نامه نوشتم هزار فصل
او ز آب دوده یک رقم از من دریغ داشت .
خاقانی .
|| نقس . مداد. زگالاب . حبر. خضاض . مرکب . سیاهی . برای دوده به معنی مرکب بیت ذیل تأییدگونه ای است . (یادداشت مؤلف ) :
قلم که دعوی و صافی جمال تو کرد
رخش به دوده ٔ وحشت همیشه اندوده ست .
ظهیرفاریابی .
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطه ٔ دوده که در حلقه ٔ جیم افتاده ست .
حافظ.
وه که یک قاصد که باشد محرم این راز نیست
چند بر کاغذ نویسم حال و شویم دوده را.
نظیری نیشابوری .
- دوده ٔ مرکب ؛ به معنی مداد و حبر است . سیاهی . زگالاب . دوده . حبر. مداد. مرکب رنگ . نقس . سیاهی . زگالا. خضاض . دوده ٔ مخلوط به صمغ و مازو و غیره که هنگام نوشتن در دوات کرده و سرقلم بدان زده بر کاغذ کنند. کلمه ٔ دوده ٔ مرکب بی هیچ شبهه اصل کلمه ٔ مرکب به معنی مداد و سیاهی و زگالاب و نقس است و در قدیم آن را دوده می گفته اند چه آن را از دوده و خوال می گرفته اند چنانکه سعدی فرماید :
آتش به نی قلم درافتاد
وین دوده که می رود دخان است .
و سپس که آن را کاملتر کرده اند و مثلاً با زاج و غیره آمیخته اند دوده ٔ مرکب نامیده اند و به کثرت استعمال دوده را حذف کرده و مرکب اسم داده اند و همچنین تعبیر مثلی نیزمؤید این دعوی است . (یادداشت مؤلف ).
- مثل دوده ٔ مرکب ؛ نهایت سیاه شده مخصوصاً از بیماری و لاغری . سخت سیاه . (یادداشت مؤلف ).
|| اسم فارسی دخان است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). دخان . دود. (یادداشت مؤلف ). || کنایه است از سیاهی و تیرگی . ظلمت و دود. (از یادداشت مؤلف ) : چون روی زرد و موی سپید آفاق را به دوده خضاب کردند... صعلوک استعداد راست کرد. (سندبادنامه صص 218-219).
واگهیش نه که شود راه گیر
دوده ٔ این گنبد روباه گیر.
نظامی .
|| دودکش حمام و مطبخ و بخاری . (از برهان ) دودآهنج . دودآهنگ .
... ادامه
1331 | 0
مترادف: 1- اهل بيت، خانواده، دودمان، نسب 2- مداد 3- دودك
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم)
مختصات: (دِ) [ په . ] (اِمر.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dude
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 19
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
soot | grime , black , smut , lampblack , colly
ترکی
is
فرانسوی
suie
آلمانی
ruß
اسپانیایی
hollín
ایتالیایی
fuliggine
عربی
سخام | سناج , سواد الدخان , وسخ , لوث بالسخام
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «دوده» به معنای ذرات سیاه رنگی است که هنگام سوختن مواد آلی (مانند چوب یا نفت) ایجاد می‌شود. در زبان فارسی و از نظر نگارشی، نکات زیر مرتبط با این کلمه مهم است:

  1. نویسه‌ها و شکل نوشتاری:

    • کلمه «دوده» به صورت «دوده» نوشته می‌شود و این نوع نگارش صحیح است.
    • این کلمه از دو حرف «د» و «ه» و همچنین یکی از اوزان و صیغه‌های فعل مورد نظر در زبان فارسی است.
  2. تلفظ:

    • تلفظ صحیح این کلمه «دو-ده» است که بر روی حرف «د» فشار بیشتری داریم و «ه» به حالت بدون تاکید تلفظ می‌شود.
  3. جمع و مفرد:

    • «دوده» در حالت مفرد است و برای جمع آن می‌توان از «دوده‌ها» استفاده کرد.
  4. کاربرد در جملات:

    • «دوده» می‌تواند به عنوان اسم در جملات استفاده شود. به عنوان مثال: «دوده ناشی از آتش باعث ایجاد مشکلات تنفسی می‌شود.»
  5. نکات نگارشی:
    • وقتی کلمه «دوده» در جملات به کار می‌رود، باید توجه داشت که به لحاظ دستوری با دقت در موقعیت نحوی آن قرار گیرد.
    • استفاده از علامت نگارشی مناسب (نقطه، ویرگول و ...) در جملات حاوی کلمه «دوده» نیز باید رعایت شود.

با رعایت این نکات، می‌توان در نگارش و استفاده از کلمه «دوده» دقت بیشتری داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دوده" در جمله آورده شده است:

  1. دوده ناشی از سوختن مواد نفتی بر روی دیوارها نشسته بود.
  2. پس از خاموش شدن آتش، دوده زیادی در فضا پخش شد.
  3. او با استفاده از یک دستمال، دوده را از روی شیشه پاک کرد.
  4. در طول جشن، دوده شمع‌ها به سقف چسبیده بود.
  5. کارشناسان اعلام کردند که دوده تولید شده توسط خودروهای دیزلی می‌تواند بر روی سلامت انسان تأثیر منفی بگذارد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دوده بخاری، رنگ سیاه دوده، سیاهی، لباس عزا، هزل، سخن زشت، رنگ سیاه، لکه، دوده چراغ، سیاه یکدست

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری