جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دیس . (پسوند) صورتی دیگر از دیز، دس ، دیسه به معنی گون . وش . فش . (یادداشت مؤلف ). همتا و مانند و شبیه ونظیر. (برهان ). شبیه و مانند. (جهانگیری ). این لفظ برای تشبیه می آید بمعنی همتا و مثل و مانند. (غیاث ).این کلمه گاه به صورت مستقل می آید چون : خوش آید ترا از گدایان مکیس که در بذل هستی تو بی شبه و دیس . ؟ ندارد درگه شاه جهان دیس بگیتی دربجز تمثال سدکیس . عمادی . و گاه به صورت پسوند و مزید مؤخر چون کلنگ دیس . خوردیس . فرخاردیس . تندیس . طاقدیس . ماه دیس .مهردیس . خایه دیس . (نوعی قارچ که به تخم مرغ ماند). ترنج دیس . (المعجم ) مردم دیس . (المعجم ). و در کلمه ٔ دزندیس نیز هرچند معنی جزء اول (دزن ) امروز معلوم نیست ولی مرکب با همین مزید مؤخر می نماید. (یادداشت مؤلف ) : تخت طاقدیس بودش و او تمام بساخت . (مجمل التواریخ ). و دارالملک او [ضحاک ] بابل بوده اول آنجایگاه سرای بزرگ کرده بود و کلنگ دیس نام نهاد. (مجمل التواریخ ). و کان بیوارسف ینزل بابل فاتخذها داراً علی هیاءة کرکی و سماها، کلنگ دیس . (تاریخ سنی ملوک الارض حمزه ٔ اصفهانی ). چو تیغ گیرد بهرام دیس شورانگیز چو جام گیرد خورشیدوار زرافشان . فرخی . یکی خانه کرده ست فرخاردیس که بفروزد از دیدن اوروان . فرخی . در آن آرزوگاه فرخاردیس نکرد آرزو بامقابل مکیس . نظامی . دو تندیس از زر برانگیخته ز هر صورتی قالبی ریخته . نظامی . چه قدر آورد بنده ٔ حوردیس چو زیر قبا دارد اندام پیس . سعدی . || (اِ) بشقاب کشیده . کشکولی . (یادداشت مؤلف ). || رنگ و لون . دیز. رجوع به دیز شود. || بهندی به معنی روز است که بعربی یوم خوانند. (برهان ). در فارسی هندی روز. (ناظم الاطباء). || بهندی ملک و ولایت را گویند. (از برهان ). در فارسی هندی ملک و ولایت . (ناظم الاطباء). || مخفف دیسک . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دیسک شود. platter, form, dis طبق كبير، أسطوانة فوتوغرافية، طبق dis dis dis dis dis صفحه گرامافون، بشقاب بزرگ، هر چیز پهن، فرم، شکل، صورت، فورم، گونه
کلمه "دیس" در زبان فارسی به چند معنی متفاوت میتواند مورد استفاده قرار گیرد. بسته به معنای مورد نظر و ساختار جملات، قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه ممکن است تغییر کند. در زیر به چند نکته در مورد استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
معنای کلمه: "دیس" معمولاً به معنای «پوشش» یا «پایه» در موسیقی و به ویژه در فضای آنلاین به کار میرود. همچنین به کار برده میشود که به معنای «تخفیف» یا «نقد» در برخی مواقع از آن استفاده میشود.
نوشتن درست کلمه: در نوشتن این کلمه، دقت شود که به شکل "دیس" نوشته شود و از حروف فارسی هم به درستی استفاده شود.
استفاده در جملات: هنگام استفاده از "دیس" در جمله، باید توجه کرد که با چه فعل و ساختار جملهای ترکیب شود. به عنوان مثال:
"او یک دیس جدید منتشر کرده است."
"در موسیقی، محتوای دیس تحسینبرانگیز بود."
توجه به قواعد املایی: هنگام استفاده از "دیس"، دقت داشته باشید که قواعد املایی و نگارشی را رعایت کنید. به عنوان مثال، اگر به کلمهای دیگر اضافه میشود، باید ترکیب به درستی شکل بگیرد.
به کار بردن در مکالمات غیررسمی: "دیس" بیشتر در مکالمات غیررسمی یا فضای مجازی کاربرد دارد، پس در متون رسمی ممکن است بهتر باشد از معادلهای رسمیتر استفاده شود.
با توجه به این نکات، میتوانید به راحتی از کلمه "دیس" در متنهای مختلف استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دیس" در جمله آوردهام:
او به خاطر اشتباهاتش در کار، به شدت دیس شد.
در کنسرت شب گذشته، خواننده بسیاری از رقبای خود را دیس کرد.
دوستانش برای شوخی با او یک دیس آهنگی درست کردند.
در فضای مجازی، بعضی از کاربران به یکدیگر دیس میزنند.
به خاطر دیسهای تند و تیزش، او به یک شخصیت جنجالی تبدیل شد.
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر