شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zufonun
zufnon  |

ذوفنون

معنی: ذوفنون . [ ف ُ ] (ع ص مرکب )بسیار فن . صاحب هنرها. صاحب فن ها. دانای به فن ها. خداوند هنرها. خداوند فندها. مقابل ذوفن :
آن ذوفنی که تا بکنون هیچ ذی فنون
هرگز بر او بکار نبرده ست هیچ فن .
فرخی .
ای ذونسب باصل در و ذوفنون بعلم
کامل تو در فنون زمانه چو یک فنی .
منوچهری .
خجسته ذوفنونی رهنمونی
که در هر فن بود چون مرد یک فن .
منوچهری .
در آن انگبین خانه بینی چو نحل
بجوش آمده ذوفنونان فحل
چو هرذوفنونی بفرهنگ و هوش
بسا یک فنان را که مالیده گوش .
نظامی .
بصد فن گر نمائی ذوفنونی
نشایدبرد ازین ابلق حرونی .
نظامی .
به اندک عمر شد دریا درونی
بهر فنی که گفتی ذوفنونی .
نظامی .
چون خوب کم از بد فزون به
ذی فن بجهان ز ذوفنون به .
نظامی .
تو ای عطار اگر چه دل نداری
ولیکن اهل دل راذوفنونی .
عطار.
منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
در عهد نگاه کن که چون آید مرد
از عهده ٔ عهد اگر برون آید مرد
از هر چه گمان بری فزون آید مرد.
(؟)
بهر این فرموده است آن ذوفنون
رمز نحن آلاخرون السابقون .
مولوی .
چشم تو ز بهر دلربائی
در کردن سحر ذوفنون باد.
حافظ.
... ادامه
793 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] ‹ذوالفنون› [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 892
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
zufnon
ترکی
zufnon
فرانسوی
zufnon
آلمانی
zufnon
اسپانیایی
zufnon
ایتالیایی
zufnon
عربی
zufnon
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ذوفنون" یک اصطلاح عربی است که به معنای "دارای فنون" یا "چند هنره" به کار می‌رود. در زبان فارسی، این کلمه معمولاً برای اشاره به افرادی است که در زمینه‌های مختلف مهارت دارند یا به عبارتی چند هنره هستند.

قواعد نوشتاری و نگارشی:

  1. خط و اعراب‌گذاری:

    • نوشته شود: ذوفنون
    • در متون فارسی معمولاً اعراب‌گذاری نمی‌شود، اما اگر اعراب‌گذاری لازم باشد، شکل آن به صورت: ذُوالفُنُون خواهد بود.
  2. حروف و ترکیب‌ها:

    • ذو: این پسوند به معنای "دارای" است و معمولاً قبل از اسم قرار می‌گیرد.
    • فن: به معنای "هنر" یا "مهارت".
    • ون: پسوند جمع، در اینجا به تنوع و تعدد فنون اشاره دارد.
  3. نحو:

    • می‌توان از این کلمه به عنوان صفت برای توصیف افرادی که در زمینه‌های مختلف مهارت دارند استفاده کرد. به عنوان مثال: "او یک شاعر ذوفنون است."
  4. نکات نگارشی:
    • در استفاده از این کلمه در متن، سعی کنید به تناسب با سایر واژه‌ها و جملات خود استفاده کنید تا جملات شفاف و قابل فهم باشند.
    • از آوردن کلمات بی‌مورد و تکرار آنها در کنار "ذوفنون" پرهیز کنید.

مثال‌ها:

  • او هنرمند ذوفنون است و در نقاشی، موسیقی و شعر مهارت دارد.
  • در تاریخ ادبیات، شخصیت‌های ذوفنون زیادی وجود دارند که آثار ارزشمندی برجای گذاشته‌اند.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از واژه "ذوفنون" در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. هر یک از هنرمندان با ذوفنون خود می‌توانند دنیای جدیدی را به تصویر بکشند.
  2. او با ذوفنون ویژه‌اش در نوازندگی، دل هزاران شنونده را تسخیر کرد.
  3. در نمایشگاه هنرهای تجسمی، آثار هنرمندانی که با ذوفنون متفاوت خود کار کرده‌اند، به نمایش گذاشته شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری