شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rahin
a hostage  |

رهین

معنی: رهین . [ رَ ] (ع ص ، اِ) گروی . (منتهی الارب ). گروگذاشته شده . مرهون . (یادداشت مؤلف ). گروکرده شده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). گروکرده . (دهار) (از اقرب الموارد) :
اگر من به حب محمد رهینم
تو چونی عدوی رهین محمد.
ناصرخسرو.
هیبت و رای ترا هست رهی و رهین
خسروچارم سریر شحنه ٔ پنجم حصار.
خاقانی .
ره امان نتوان رفت و دل رهین امل
رفوگری نتوان کرد و چشم نابینا.
خاقانی .
از پی خون خسان تیغ چه باید کشید
چون ملک الموت هست در کف رأیت رهین .
خاقانی .
درآمد پیش پیر ما به زانو
بدو گفت ای رهین آب و جاهی .
عطار.
ای شده تو صبح کاذب را رهین
صبح صادق را تو کاذب هم مبین .
مولوی .
که اهل مشرق و مغرب به شکر نعمت او
چو اهل مصر به انعام یوسفند رهین .
سعدی .
|| کفیل . ضامن . (فرهنگ فارسی معین ). مسؤول . مأخوذ ضامن . (یادداشت مؤلف ).
- رهین الشی ٔ ؛ آنچه بدان آن چیز رابازدارند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
- رهین منت کسی بودن ؛ مرهون نیکی و محبتهای او بودن . مدیون مهر و محبت و نیکی وی بودن .
|| (اِ) ج ِ رَهن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به رهن شود.
... ادامه
784 | 0
مترادف: 1- درگرو، مديون، مرهون، مقروض، وام دار 2- ضامن، كفيل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (رَ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rahin
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 265
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
a hostage
ترکی
bir rehine
فرانسوی
un otage
آلمانی
eine geisel
اسپانیایی
un rehén
ایتالیایی
un ostaggio
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "رهین" در زبان فارسی به معنای «در گرو» یا «زیر بار قرض» است و معمولاً در متون حقوقی و ادبی استفاده می‌شود. در نگارش صحیح این کلمه و استفاده از آن، می‌توانید به نکات زیر توجه کنید:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "رهین" باید به همین شکل نوشته شود و هیچ گونه تغییر یا جابه‌جایی حروف ندارد.

  2. تلفظ: این کلمه به صورت "رَهیِن" تلفظ می‌شود. توجه به تلفظ درست آن در مکالمات و نوشتار مهم است.

  3. نحوه استفاده: "رهین" معمولاً به‌عنوان اسم به‌کار می‌رود و می‌تواند در جملات حقوقی یا رسمی به کار برود. مثال: "ملک رهین بدهی است."

  4. موارد هم‌خانواده: ممکن است با مشتقات یا مترادف‌های آن مانند "رهن" یا "رهن‌کردن" هم مواجه شوید. در این صورت، به معنای دقیق هر کلمه دقت کنید.

  5. قواعد دستوری: "رهین" به‌عنوان یک اسم انفعال نیست و معمولاً در جملات به‌عنوان فاعل یا مفعول به‌کار می‌رود.

با توجه به این نکات، می‌توان به درستی از کلمه "رهین" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "رهین" در جمله آورده شده است:

  1. او به خاطر تعهدات مالی خود، رهین مبلغ بالایی از سرمایه‌اش بود.
  2. در این قرارداد، دارایی‌ها به عنوان رهین برای تأمین وثیقه قرار داده شدند.
  3. ما باید از قدرت امنی که در اختیار داریم، به عنوان رهین مورد استفاده قرار دهیم.
  4. فعالیت‌های انسانی می‌توانند طبیعت را به عنوان یک رهین به سمت نابودی ببرند.
  5. او در زندگی‌اش به دنبال آزادی بود و نمی‌خواست هیچ‌کس را رهین خود کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری