شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zajal

زجل

معنی: زجل . [ زَ ج ِ ] (ع ص ) مرد بلندآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه از شادی بانگ بلند بر آورد. (از متن اللغة). و رجوع به قاموس و تاج العروس شود. || بازی کننده . لاعب . (از متن اللغة). رجوع به قاموس و تاج العروس شود. || بارانی که با بانگ رعد فرود آید. (از متن اللغة). سحاب زجل ؛ ابر با بانگ . (منتهی الارب ). ابر با بانگ و رعد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).کنایه از رعد است .گویند: سحاب زجل . (از البستان ). سحاب ذوزجل ؛ ابری دارای رعد. (ازلسان العرب ). || فریادبلند، حریری در مقامات گوید: انشد انشاد و حل بصورت زجل (همچون شخص بیمناک با آهنگی بلند شعر همی خواند). برخی گفته اند بکار بردن «زجل » در این مورد رکیک است زیرا ترس موجب پست شدن و فرود آمدن آواز شود نه بلند شدن آن . شارح مقامات ، زجل را در این جمله ٔ حریری آواز بلند وطرب انگیز تفسیرکرده است . (ازمحیطالمحیط). || هر چیز که دارای بانگ بلند و آواز وغوغا باشد. این معنی بصراحت در کتب لغت نیامده است اما از موارد استعمالات و ترکیبها کاملا هویداست . رجوع به لسان العرب ، قاموس و تاج العروس شود: غیث زجل ؛ بارانی که همراه با بانگ بلند رعد باشد. (از لسان العرب ). موکب زجل ؛ کاروانی که با غوغا و بانگ و فریاد حرکت کند. (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ). نبت زجل ؛ یعنی گیاهیست که صدا میکند در او باد. (ترجمه ٔ قاموس ).
... ادامه
430 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (زَ جَ) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 40
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
utanç
فرانسوی
honte
آلمانی
scham
اسپانیایی
lástima
ایتالیایی
vergogna
عربی
مشهد | مسرح , موقع , ثورة غضب , مسرح العمليات , المشهد السينمائي , مكان وقوع الأحداث
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "زجل" در زبان فارسی به معنای "زجاج" (شیشه) و به طور خاص به نوعی از شیشه‌های رنگی و تزئینی اشاره دارد. اگر به دنبال قواعد نگارشی و دستوری برای استفاده از این واژه هستید، توجه به نکات زیر می‌تواند مفید باشد:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "زجل" به صورت زیر نوشته می‌شود و توجه به اعراب‌گذاری آن لازم نیست زیرا واژه‌ای شناخته شده است.

  2. جنس و نوع: "زجل" یک اسم مذکر است و به نوعی شیشه‌های خاص اشاره می‌کند.

  3. ترکیب با دیگر کلمات: این واژه می‌تواند به تنهایی یا به عنوان بخشی از عبارات و جملات به کار رود. مثلاً:

    • "پنجره‌های زجل"
    • "زیبایی زجل در معماری"
  4. مناسبت استفاده: این واژه بیشتر در متون مربوط به معماری، هنر، و تزئینات استفاده می‌شود.

  5. تلفظ: به صورت "زَجَل" تلفظ می‌شود.

اگر سوال خاصی درباره استفاده یا معنای کلمه "زجل" دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. زجل یکی از زیباترین اشکال شعر فارسی است که در آن احساسات عمیق عشق و تنهایی به زیبایی بیان می‌شود.
  2. در شب شعری که در پارک برگزار شد، شاعری زجل زیبایی را خواند که همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
  3. زجل‌نویسی به عنوان یک هنر، نیازمند خلاقیت و تسلط بر واژگان است تا عواطف شخصی به طور مؤثر منتقل شوند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری